تبليغاتX
وعــــده ما لب دريـــا

تاريخ: 85/09/27 ساعت :8:53 قبل از ظهر

خود شیفتگان

...روزی به کف خویشتن آئینه گرفتی ؛

با خود روش عاشق دیرینه گرفتی ...

عاشق شدی اماکه به سر ؛ عشق کسی نیست ؛

آشفته از آنی که به خود ؛ دسترست نیست ؛

اینک غم خود هست و در اندیشه ی خویشی ،

زانروی که خود ، یار جفا پیشه ی خویشی ...

ای عاشق خودخواه ، کنون در دل من بین !

عکس رخ خود ، نقش در آب و گل من بین ...

" نارسیس " افسانۀ " خود شیفتگان " است ، و "نارسیسم " بیماری آنان. " نارسیس " داستان

 اندوهبار آفرینش " نرگس وحشی " ؛ در ادبیات رومی است که مایه ی یونانی دارد . این

افسانه را به دو صورت یکبار " همر " -Homer حماسه سرای بزرگ یونان باستان - در هزاره ی

اول میلاد ، و بار دیگر " اوید " Ovid شاعر

بزم آرای روم - در سالهای نخستین از سده ی اول میلادی ، سروده اند . " نارسیس " سروده

ی " اوید " به مراتب رنگین تر ، شیرینتر و در عین حال اندوهبارتر از " نارسیس " "همر " است .

"نارسیسم " یا بیماری خود پرستی در روان شناسی جدید ، اصطلاحی ست که آنرا با توجه به

 " خود شیفتگی " جنون آمیز " نارسیس " قهرمان افسانه ی نارسیس " اوید " برگزیده اند .

بنابر این گفته ی " اوید " در "چکامه ی نرگس وحشی " " نارسیس " جوانی آنچنان زیبا بوده

است که هر کس او ر ا برای یکبار می دیده است ، برای همیشه مهرش را به جان می خریده

است . و در آتش عشق سوزانش

می گداخته است . لیکن نارسیس را ، به هیچ یک از دلباختگان بیقرار خویش ، روی اعتنائی

نبوده است .

لعبتان خوشخرام ، هر یک به هزاران کرشمه و افسون و ناز ، می کوشیده اند ، تا مگر "

نارسیس " - این خداوند

حسن و ناز - گوشه ی چشمی به جانب ایشان بیفکند . ولی افسوس که تیر عشق آنان ،

هیچگاه در قلب روئین وی ، کمترین اثری از خود بر جای نمی نهاده است .

سر انجام دلداده ی ناکام ، در حق " نارسیس " نفرین می کند :

" خداوندا ؛ او را که از مهر دیگران قلبش تهی ست ؛ بهد عشق خویشتن گرفتارش کن ؛ تا از

رنج بی انتهای آنان آگاه شود ! "

" اکو "Echo یا " طنین " از همه ی دختران ناکام ترست . زیرا وی از طرفی به عشق نارسیس

 گرفتارست ، و از طرفی دیگر ، مورد خشم انگیخته از رشک " هرا " Hera همسر " زئوس "

خدای خدایان ، واقع شده است . " هرا " در جستجوی شوهر خویش ، " طنین " را در جنگلها ،

 در حال شادی و آواز می یابد . به پندار اینکه زئوس دلباخته ی

" طنین " است ، از فرط رشگ نیروی سخن گفتن را از " طنین " باز می گیرد . طنین محبوب

جنگلها ، دیگر نمی تواند در سخن ، پیشگام شود .

وی ازین پس تنها قادرا ست ، آخرین کلمات گفته هائی را که می شنود ، منعکس سازد . زبان

طنین فقط انعکاس و " تکرار " واپسین سخن دیگرانست .

" طنین " از عشق نارسیس می سوزد . لیکن یارای آنرا ندارد که او را از رنج درون آگاه سازد .

او در جنگلها سرگردان است و لی تابانه در انتظار فرصتی ست ، تا مگر نارسیس روزی برای

گردش به جنگل آید و او ، وی را ، از عشق بیکران خویش آگاه کند .

روز سرنوشت فرا می رسد . نارسیس خرامان خرامان ، از کنار جنگل می گذرد . طنین در

پشت درختان ، مترصد فرصت مطلوب است . وزش باد ، درختان را آهسته می لرزاند و لرزش

 درختان ، نارسیس را نگران می سازد . او فریاد بر می کشد :

" چه کس اینجاست ؟ " طنین می خواهد از خوشحالی قالب تهی کند ، و با هیجان ، در پاسخ

نارسیس آخرین واژه ی او را تکرا ر می کند :

"... اینجاست ! ،

اینجاست !،

اینجاست !..."

لیکن هنوز یارای آن را ندارد که از پشت درختان پای فراتر نهد .

" نارسیس " دوباره فریاد می کشد :

" هر که هستی پنهان نشو بیا! "

فرمانی که اشتیاق دیرین قلب حسرت بار طنین است .

"... بیا !

بیا!

بیا!..."

" طنین " در حالیکه آخرین جزء کلام نارسیس را همچنان تکرار می کند ، با آغوش گشاده رو به

سوی نارسیس می رود . " نارسیس " چون بر خلاف انتظار دختری را می بیند ، از او روی باز

می گرداند ، و شتابان به درون جنگل می گذرد . نارسیس در حقیقت از " زندگی " گریزانست و

به چشمه ی "مرگ " نزدیک می شود .

در میان انبوه درختانی کهد سر بر آسمان کشیده اند ، در نقطه ای دور از کناره ی جنگل برکه

ی آبی ست که از قلب یک مومن پاک تر ، و از اشک بی دریغ دردانه ی یتیم ، زلال تر است .

" نارسیس " تشنه و فرسوده از طول راه ، به کنار این برکه می رسد . شتابزده در کنار برکه ،

بر روی سبزه ها فرو می افتد ؛ تا از آب گوارای آن بنوشد . ناگهان گوئی رشته ی جانش از هم

 می گسلند . طپش قلبش را به وضوح حس می کند و آهی فغان آمیز از نهادش بر می خیزد .

 

نفرین عاشق ناکام ؛ در حق نارسیس اجابت می شود. دژ روئین قلب او از هم فرو می ریزد .

نارسیس " تصویر "

خود را در آب می بیند ، و دیوانه وار عاشق خویشتن می شود .

" اوه بیچاره دختران ، که از ستم عشق من چه ها که کشیده اند ؟! "

نارسیس دست در آب فرو می برد که تصویر خویش را در آغوش گیرد . لیکن بر اثر حرکت امواج

 آب تصویر محو می شود . ناچار دست از آب بیرون می کشد تا آب دوباره آرام شود ، و وی از

نو باز

تصویر خویشتن را ببیند .

چه شکنجه و ستمی ؟! کوچکترین لمس آب موجب محو تصویر می گردد . حتی قطرات

سوزان اشک هجر عاشق ، خطر محو تصویر معشوق را در بر دارد !

نارسیس آنقدر در کنار آب به تصویر خویش خیره می نگرد ، تا در سودای عشق بیکران نسبت

به خویش جان می سپارد .

دلدادگان وی چون به جستجوی او ، به سر برکه می رسند ، جسد او را نمی یابند .

بلکه در جای وی ، گلی روئیده را می بینند که همچنان به تصویر خویش در آب نگرانست .

آنان بیاد بود آرامگاه جاوید او ، آنرا " نارسیس " " نرگس تنها " و وحشیش می نامند ...

 

نوشته شده توسط | موضوع: افسانه نارسیس | لينک ثابت |
تاريخ: 85/09/27 ساعت :8:51 قبل از ظهر

ماری جوآنا یا حشیش چیست؟

ماری جوآنا Marijuana یا Marihuanaعنوان بر نهاده ایست که به برگهای خشک و گلهای "همپ هندی " (Indian Hemp) یا کانابیس ساتیوا Cannabis Sativa))اطلاق می شود . این گیاه با پیشینه ای 5 هزار ساله ، در آسیا و به ویژه هندوستان ، به نامهای غنچه و بنگ مورد مصرف قرار می گیرد .

حشیش و ماری جوآنا از یک خانواده هستند و از قسمتهای مختلف بوته گیاه به دست می آیند . تاثیر ماری جوآنا از حشیش کمتر است ؛ تاثیر یعنی مقدار THC موجود در آنها که در ماری جوآنا حداکثر به 3 درصد و در حشیش به 15 درصد می رسد .

نامهای خیابانی ماری جوآنا قاچاقچیان مواد مخدر ؛ ماری جوآنا را در گوشه و کنار جهان به نامهای مختلف به فروش می رسانند .از جمله در خیابانهای نیویورک ؛ این ماده به اسامی زیر در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد :

هاش Hash ؛ طناب Rope ؛ شیرین Sweet ؛ دیوانه Gaga ؛ علف Grass

هاگا Hagga ؛ علف هرز Weed

پیشینه ماری جوآنا یا حشیش

مصرف حشیش در ایران و کشورهای عربی ، از دیر باز سلبقه د ارد ، چنانکه در کهن ترین کتابهای پزشکی ،همواره از آن یاد شده است . مصریها حشیش را با توتون و یا تنباکو مخلوط کرده ، می کشیدند که به آن ماری جوآنا می گفتند .

در تاریخ مصر آمده که هلن Helen ماری جوآنا را از مصر برای هدیه کردن به معشوقه اش به تروا Troy آورد .

در اوایل قرن بیستم مصرف حشیش در کشورهای اسلامی به خصوص در عربستان سعودی و عراق خیلی شایع بوده است .

امیر سعودی حشیش یا ماری جوآنا را به هر شکلی که مصرف شور قدغن کرد و دستور داد هر کسی که حشیش مصرف کند دنداهایش را بکشند و خیلی از مردم به این طریق تنبیه شدند . ولی باز کم و بیش مصرف می شد ؛ اما به محض اینکه امیـــر عبدالعزیز آل سعود مرد ؛ مصرف حشیش به سرعت بالا رفت .

آمیختن حشیش با توتون و مصرف آن در سیگار ، چپق و غلیان از سمت باختر به خاور زمین آمد . ماری جوآنا و حشیش از گل ، برگ و ساقه گیاهی به نام شاهدانه که در مناطق گرم و مرطوب به خوبی رشد می کند به دست می آید و تنها تفاوت آنها در مقدار THCاست

حشیش باعث کندی ذهن ، فراموشی و در نهایت دیوانگی می شود و این واقعیت امروزه با انجام آزمایشات گوناگون به اثبات رسیده است . افزون بر آن ، تاثیر نامطلوب و جبران ناپذیری بر مغز و اعصاب نیز تائید شده است .

مصرف آن نوعی سرخوشی ، نشاط ، پرحرفی ، خنده هتای بی دلیل ، تخیلات مبهم و حرکات غیر ارادی در مصرف کننده پدید می آورد .

در میان بوته های این گیاه ، نوعی خاص وجود دارد که گل دار است و از آن شیره ای قهوه ای رنگ به دست می آید که بومیان بعضی از کشورها به آن ماری جوآنای ماده می گویند و بهترین حشیش را از گلهای این بوته خاص فراهم می آورند که از نظر ترکیبات شیمیائی خالصترست . ماده موثر در حشیش عبارتست از Tetra Hydrocannabinol که به اختصار به آن THC می گویند

ماری جوآنا اعتیاد فیزیکی و جسمی ایجاد نمی کند ، زیرا فاقد Tolerance است یعنی قدرت تحمل با مصرف آن افزایش نمی یابد و مصرف کننده نیازی ندارد که برای دستیابی به احساس سر خوشی مصرف خود را بالاتر ببرد . اما این ماده اثر روانی د ارد و قدرت تحمل روانی را در مصرف کننده بالا می برد و بدین ترتیب مصرف کننده تمایل دارد که میزان مصرف خود را بالاتر ببرد .

جوانان این ماده را با الکل مصرف می کنند چون میزان نشئگی آن به مراتب بالاترست

نیمه عمر THC که همان ماده موثر در ماری جوآنا است ، حدود 28 تا 57 ساعت است ؛ به عبارت دیگر ، طی این مدت نیمی از THC از بدن خارج می شود ، اما چنانچه شخصی همه روزه از ماری جوآنا استفاده کند ، نیمه عمر THC افزایش می یابد و این ماده در بدن مصرف کننده انباشته می شود .

جوانانی که به طور متناوب چندین بار اعتیاد خود را ترک کرده و باز از سر بگیرند ، پس از مدتی گرفتار عارضه حافظه نزدیک می شوند و حتی اگر برای همیشه نیز این ماده را کنار گذارند ، حافظه آنها به حالت طبیعی بر نمی گردد .

انواع حافظه

حال که سخن از حافظه به میان آمد ارائه توضیحی درباره دوره های سه گانه حافظه ، خالی از لطف نخواهد بود :

1- حافظه بلافاصله ؛ یعنی اینکه فرد بتواند یک عدد 5 رقمی را به صورت بر عکس تکرار کند .

2- حافظه نزدیک : یعنی فرد بتواند مسائل چند دقیقه یا چند ساعت پیش را به خاطر بیاورد . برای آزمودن میزان این حافظه باید چند کلمهد بی ارتباط به هم را به او گفت و پس از سپری شدن 4 یا 5 دقیقه از او خواست تا کلمات را تکرار کند . درین حال اگر حافظه نزدیک او دستخوش اختلال شده باشد ؛ او قادر نخواهد بود کلمات را بازگو کند .

3- حافظه دور : یعنی اینکه فرد بتواند نام مدرسه یا گروهی از دوستان زمان تحصیل خود را به یاد بیاورد

مواد شیمیائی موجود در ماری جوآنا

ازماری جوآنا نزدیک به 400 نوع ماده شیمیائی به دست می آید که مهمترین آنها عبارتند از :

1- THC=deita-9 tetra Hydro cannabinol

2- قیر3- نیتروژن

4-مونوکسید کربن

وجود THC موجب نشئگی یا " های " می شود و در نتیجه تاثیر THC به مغز ؛ فرد مصرف کننده رفته رفته قدرت تمرکز افکار خود را از دست می دهد و نمی تواند شمرده شمرده صحبت کند ؛ فراموشی به او دست می دهد و یاد گیریش بی نهایت ضعیف می شود .

هر چه میزان HTC موجود در ماری جوآنا بیشتر باشد ؛ این ماده مرغوبتر ؛ قویتر و گرانترست !

که به آن پوتنسی potency می گویند . حشیشهای خاور میانه که با توتون سیگار می آمیزند و می کشند از بهترین نوع حشیش به شمار می آید و پوتنسی آن بین 20 تا 30 درصد است ماری جوآنا یا حشیشهای کلمبیا و ژاپن نیز که ملایمتر بوده و میزان THC آنها به 10 درصد می رسد ؛ از مرغوبیت بالائی برخوردار است . به دلیل موجود رادیو اکتیو در حشیش ها ئی با THC بالا ؛ تا 6 ماه پس از آن نیز می توان از طریق آزمایش خون مصرف کننده ؛ استفاده ازان را ثابت کرد اما زمان دقیق مصرف به درستی قابل دسترسی نیست .

تاثیرات ماری جوآنا بر بدن

بر بسیاری از اندامها و عملکرد دستگاه های مختلف بدن تاثیر می گذارد و در کار آنها اختلال ایجاد می کند .

1- تقریبا بر تمامی هورمونهای بدن اثر گذاشته ؛ به ویژه بر روی هورمون تستسترون Testesterone تاثیر بیشتری دارد و میزان آنرا کاهش می دهد . همچنین هورمون استروژن Estrogen راتحت تاثیر قرار داده که سبب بزرگ شدن سینه در مردان می شود . ماری جوآنا هورمون تیروئید را نیز افزایش می دهد و لرزش و هیجان ایجاد می کند و اشتهای کاذب پدید می آورد ؛ لذا مصرف کننده ماری جوآنا بیشتر غذا می خورد و از سوئی دیگر مانع رشد قد می شود . رشد قد در مردان تا 22 سالگی و در زنان تا 23 سالگی صورت می گیرد .

2- مصرف این ماده از قدرت دفاعی بدن در برابر میکروبها و ویروس ها می کاهد . این ماده بر روی لنفوسیت Lymphocyte ؛ نتروفیل Nettrophil اثر می گذارد و ایمون Immun یعنی حالت دفاعی بدن را تضعیف می کند ؛ در نتیجه فرد معتاد همواره در معرض بیماری های مختلف قرار می گیرد . ماری جوآنا همچنین پروتئین DNA و RNA را نیز تحت تاثیر قرار می دهد .

3- آزمایش های انجام شده بر روی حیوانات ؛ نشان داده است که دود ماری جوآنا آنها را به عارضۀ التهاب نایژک ها Bronchiolitis مبتلا می سازد و در لوله های تنفسی آنها سلولهای سرطانی ایجاد می کند . نمونه برداری از مجاری تنفسی چند معتاد به این ماده نیز وجود سلول های سرطانی را تایید کرده است .

4- مصرف ماری جوآنا ؛ قسمت زیرین مغز و آن دسته از رشته های عصبی را که به قلب و عروق می روند متاثر می سازد . پس از مصرف این ماده ؛ ضربان قلب بین 30 تا 50 در صد افزایش می یابد و در بعضی از معتادان ؛ ساعت ها طول می کشد تا ضربان قلب به حد طبیعی خود باز گردد .

تحقیقات نشان داده است که مصرف ماری جوآنا ؛ امکان بروز سکته قلبی را زیاد می کند و چانچه کسی سابقه سکته قلبی داشته باشد ؛ احتمال سکته دوم در او شدت می یابد .

5- ماری جوآنا ؛ فشار داخلی قلب ؛ یعنی انقباض بطن Systol و اتساع آن Diastole را بالا می برد و باعث افزایش فشار خون می شود .

6- پس از مصرف ؛ چشمها قرمز و خون آلود می شود .

7- مردمک چشم طبیعی ست و بزرگ و کوچک نمی شود .

8- بر روی دستگاه تنفسی تاثیری ندارد و آن را کم و زیاد و یا سطحی نمی کند ؛ اما در بعضی افراد در حالت نشئگی ؛ تعداد تنفس ها برای مدتی کوتاه و زیاد می شود .

9- پس از مصرف ماری جوآنا ؛ احساس آرامش و تمدد اعصاب Relaxation پدید می آید و در پی آن احساس سر خوشی و سپس خواب آلودگی ایجاد می شود .

10- نیروی حافظه کاهش می یابد ؛ به خصوص حافظه کوناه مدت به گونه ای که فرد معتاد فراموش می کند که چند دقیقه قبل کجا بوده است .

11- تاثیر روانی ماری جوانا ؛ بی نهایت شریر و ویران کننده است و مصرف این ماده ؛ شخصیت فرد را تغییر داده و سبب می شود که بدون اندیشیدن و تامل سخن بگوید ؛ حرکتهای بی مورد انجام دهد ؛ عقاید ابلهانه ای را که نه قابل پذیرش است و نه قابل اجرا بیان کند ؛ به نزدیکترین اطرافیان خود سوء ظن پیدا کند ؛

گرایش های تهاجمی بیابد و...

12- قدرت تحمل را از بین می برد .

13- هذیان گوئی ایجاد می کند ؛ به گونه ای که فرد همیشه صداهائی عجیب و آزار دهنده می شنود .

14- هذیان چشمی پدید می آورد ؛ چنانچه یک لیوان آب را ؛ دریائی بی انتها می بیند ؛ نسبت به نور حساس

می شود ؛ به ویژه نور چراغهای اتومبیل هائی که از روبرو می آیند ؛ دید او را کاملا از بین می برد که به این حالت کوری موقت ماری جوآنا می گویند .

15- گذشت زمان از نظر آنها ؛ کند و آهسته صورت می گیرد و هر دقیقه قرنی بر آنها می گذرد .

16- بر روی جنین زنان باردار تاثیر می گذارد و ممکن است باعث غیر طبیعی بودن نوزاد ؛ از جمله لب شکری شدن او و حتی سقط جنین شود .

17- از طریق شیر مادر وارد بدن نوزاد می شود .

18- ضزیب هوشی (I.Q=Intelligence Quotient) را پائین می آورد .

19- اختلالات روانی ایجاد می کند . برای مثال نسبت به دوستان قدیمی خود حسود و بد بین می شود و آنها را می رنجاند ؛ و سپس ارتباط خود را با آنها قطع می کند تا جای آنها را گروهی معتاد پر کنند .

20- قدرت قضاوت صحیح را از میان می برد به گونه ای که این ضعف در قضاوت ؛ در تمام کارها و تصمیم های او مشاهده می شود .

21- نشئه این ماده خطرناک غالبا با حالت پانیک (Panic) یعنی سراسیمگی ؛ دستپاچگی ؛ هراس ؛ حمله حاد اضطراب ؛ و نگرانی بی دلیل همراه است . در این حال فرد معتاد عرق می کند ؛ نا آرام می شود ؛ دهانش خشک می شود ؛ جیغ می کشد ؛ رنگ چهره اش پریده یا قرمز می شود ؛ بی مورد می خندد ؛ یا شنیدن کوچکترین صدائی از جا می پرد و به شدت از مرگ می هراسد .

22- نوار مغزی (E.E.G = Electroencephogram) مصرف کننده غیر طبیعی است و فقط یک ماه پس از ترک این ماده به حالت عادی بر می گردد .

23- مصرف ماری جوآنا در روابط جنسی تغییرات بسیاری ایجاد می کند ؛ چنانکه در آغاز اعتیاد ؛ زمان ارگاسم (Orgasm) یعنی اوج لذت جنسی را طولانی تر می سازد ؛ اما کم کم تمایل به روابط جنسی را کاهش داده و هر چه مصرف این ماده بیشتر شود ؛ احساس تمایل به جنس مخالف کمتر و کمتر می شود .

دکتر مور (Moore) عضو انجمن تحقیقات دانشکده پزشکی اوهایو در آمریکا که در مورد ماری جوآنا تحقیق می کند ؛ در مقاله ای یاد آور شده است که : اگر مردی بیش از 5 سال ماری جوآنا مصرف کند ؛ گرفتار حالت ناتوانی جنسی (Impotence) می شود که بر اثر کاهش هورمونهای مردانه و حالت افسردگی ناشی از اعتیاد پدید می آید .

24- مرتب سرماخوردگی داردو اکثرا به برونشیت Bronchitis مبتلا می شوند .

ماری جوآنا و رانندگی

مصرف ماری جوآنا در هنگام رانندگی و یا قبل از آن ؛ در بین جوانان 18 تا 25 سال موضوعی ست که همواره اتفاق می افتد و حوادثی تلخ و ناگوار به جای می گذارد . در آمریـــکا حدود 70 درصد جوانان اقرار کرده اند که پس از مصرف ماری جوآنا رانندگی کرده اند .

در بررسی علتهای تصادفات فراوان پس از مصرف ماری جوآنا ؛ موارد زیر به اثبات رسیده است :

1- مصرف کنندگان به سبب ابتلا به کوری رنگ ؛ قادر به تشخیص رنگ چراغ راهنمائی در تقاطع ها نیستند .

2- نور چراغ هائی که از سمت مقابل می آیند ؛ راننده معتاد را گرفتار کوری موقت می کند .

راننده ای که این ماده را مصرف کرده است ؛ قادر به تشخیص فاصله اتوممبیل خود با اتومبیلهای دیگر که از روبرو می آیند یا قصد سبقت دارند نیست ؛همچنین نمی تواند سرعت اتومبیل خود را با دیگر اتومبیلها منطبق سازد .

3- مصرف این ماد ه راننده را به راندن با سرعت غیر مجاز ترغیب می کند .

4- این رانندهد معتاد دوست دارد با صدای خیلی بلند به موسیقی گوش دهد و صدای بلند موسیقی یکی از عوامل ترغیب به سرعت بالاست .

5- همکاری عضلات کسی که ماری جوآنا مصرف کرده است کاهش می یابد و او قادر به کنترل ماهرانه اتومبیل خود نیست .

ترک مصرف ماری جوآنا

همانگونه که پیشتریاد آور شدیم ؛ ماری جوآنا عادت بدنی ایجاد نمی کند و فقط در صورت مصرف زیاد و پیاپی ؛ سبب عادت روانی می شود ؛ لذا ترک کردن این ماده مشکل چندانی ایجاد نمی کند و پس از ترک ؛ هیچگونه ناراحتی جسمی پدید نمی آید .

مسمومیت ناشی از مصرف ماری جوآنا

مصرف بیش از اندازه این ماده ؛ با علامتهای زیر ایجاد مسمومیت می کند :

1- خشکی دهان و لب ها .

2- حالت تهوّع .

3- تعریق بدن .

4- نا آرامی .

5- امکان بروز حالت غش .

6- فرد پس از بهبودی نسبی ؛ احساس افسردگی می کند و نسبت به زندگی به شدت نا امید می شود .مقدار 3 در صد

THC در خون نشئه می دهد و 8 در صد آن مسمومیت ایجاد می کند .

 

 

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: ماری جوآنا | لينک ثابت |
تاريخ: 85/09/26 ساعت :8:50 قبل از ظهر

ای نا گشوده ترین اسرار , ای کلام نا پذیر عبارت ناشناس , ای معنای محض :

ترا به ناشناخته ترین مدایح , ترا به ناشنیده ترین ستایشها تقدیس می کنم .

ای ارزوی ما ورائی من که تنها با شنیدن یک صدا پدید امدی و جرقه خواهشت اتش

در خرمن نیایشم افکنده ست .

ای محــال زیبا , ای هیچگاه عالیقــدر: مرا چگونه درین جنگل آهنین , درین دنیای

مه آلود فاقد یاسمن تنها می گذاری ؟

درین سرزمین که خورشید گرفته اش از دوستان توهم بر می خیزد , و در افقهای

بی پرندۀ تاریک فرو می رود .

مــن بی فانوس ترین سر گردان کوچه های معاصرم. پر از موجها و فرو بستگیها

در همی راهها .

گویا همه گلهای جهان اهنین در من پژمرده و همه غنچه ها ازمن گریزانند .

بادهای مهرگــان در باغهای شوم سرنوشت من وزیدن می گیــرد, و بلبلان سمفونی

غریب الوده ای را می خوانند .

سالهاست که پنجره ای به جمال گلی گشوده نمی شود , رایحۀ پونه ای ذائقۀ مرا

بر نمی اشوبــد , و در تمامی بازار ها اوای طلب , از حنجرۀ من درویش

بر نمی خیزد و گلوی من خسته دل در چنگال نیرومند تردیدها ست ...

گوئـــی نسل جوانمردیها و عاطفه ها منقرض شده , گوئــی حس همدردی در وجود

تمام مخلوقات مرده ست و در چهار ربع مسکون , مسکنی برای گل جویان

صفا طلب نیست ...

بگـــــــــــو به من :

بگو به نفرین سرطانــی کدامین بنفشه ناکام گرفتار امده ام ؟؟؟

این چه روز گاریست که زوال ندارد؟

فاقد قاف است و صفیــر سیمرغ در سکوت کتیبه هایش نیست !

می خـــواهم در سحر گاهی که جدال نگاهت پیکر مرا روئین کرده است از دامنۀ

سختیها بگذرم و بیستونهای جهان را پر از اندیشه کنم , تا بدانی در عین شیرین بودن

از فرهاد هم فرهاد پیشه ترم .

می خواهم خورشید عشق را در سراسر دنیای قلبهایمان بر افروزم .

می خواهم کاری کنم که نیمه شبان آهوان زیبا به احوالپرســی ادمیان بیایند و خواب

نیمروز من پر از تلألو شود ...

 

 

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: 85/09/23 ساعت :7:56 بعد از ظهر

در شبـی که با تمام دلتنگی , پیرهـن سیاهی به تن کرده و دلـی مانند قفس تاریک , که چند

روزیست خبـر از آواز چکاوک ندارد همـراه بودم و با سکوتـی دل فریب کنار پنجـره

کوچـه پس کوچـه های تنهائیـم که از هـر کـدام گلهـای اقاقـی سر به فلک کشیده نشسته بودم ُ

و ایـن خط انتظارجـاده های بارانـی ست که میزبـان نگاه خستـه و غم آلود مـن بود و چـراغ

آسمانـی که باران سرازیر شده از دیـده ناودون را مانند قطـرات شبنم تبلـور می داد .که سر

آغـاز آن از تختـه سنگی صورتم بود .

وقتـی که مهمـان بـاران دیده می شـد و با آن همسفــر و از آن سو پیکهـای مـرا می نواخت در

بر گشت آنها از پـل گونه هایـم هیچ تمایزی نبـود وقتی سقوط قطـران شبنـم سنگفرش پائیـزی

جـاده ی انتظار را بوسـه می زد .

صـدای زیبائی که وجـود مـرا فر ا می گرفت و در تک تک سلولهـای مـن نفوذ می کـرد .

حسرت قـدم زدن بـر روی بـرگهای زرد خشک در یـک شب پائیـزی کنـار تـو آتش به

جانـم زده است .

اینـها همه ترسیمـی از پائیـزیست که مـرا عاشق گل نادیـده سنگدلی کرده , که گاه خزانـم را

بـهار کــرده و گـاه هم بهـارم را به دست زمستانـی یخ بنـدان می سپـارد...

و من اکنون چله نشین شبهائی هستم که حتی اگر صبحی را در پی داشته باشد باید دیدگانم به

تنهائی به زیارت ،آفتاب بروند

 

نوشته شده توسط یاسمــــن | موضوع: حرفهای تنهائی | لينک ثابت |
تاريخ: 85/09/23 ساعت :7:48 بعد از ظهر

شبکه خورشیدی (Solar plexus)

شبکه ای متراکم از عقده ها و از رشته های عصبی که در اطراف ریشه های دو شریان بزرگ شکمی (سلیاک و مزانتریک فوقانی ) (Celiac & Superior mesentric) در محاذات مهرۀ کمری قرار گرفته است .

شبکه خورشیدی یکی از بزرگترین شبکه های سیستم اعصاب خود مختار است که در آن رشته های عصبی سمپاتیک و پارا سمپاتیک وجود دارند . این شبکه مانند یک محور مرکزی یا جعبه تقسیم عصبی عمل می کنند و اطلاعات بین مغز و اعصاب را به همه اعضاء و قسمتهای شکم هدایت می کند . شبکه خورشیدب همانند یک محور مرکزی یا جعبه تقسیم عصبی عمل می کند و عملکرد اعضاء را تنظیم می کند و در صورت لزوم پاسخها و واکنش های اضطراری از خود بروز می دهد .

نوشته شده توسط | موضوع: مدیتیشـــن | لينک ثابت |
تاريخ: 85/09/22 ساعت :9:13 قبل از ظهر

" سخنـــان بزرگـــان "

خدایـــا مـرا وسیله ای بـرای صلـح و آرامـش قـرار ده .

بگــذار هر جا تنفـراست ، بـذر عشق بـکارم . هر جـا آزردگـی است ، ببخشایـم . هر جـا شک حاکـم است،ایمــان،هرجا یـاس است،امید،هر جا تاریکی است،روشنائــی و هرجا غمی جــاریست شـادی نثــار کنـم .

الهــــــی تـوفیقــم ده کـه بیش ازطلـب همــدردی ، همــدردی کنـم . بیـش از آنــکه مـرا بفهمنـد ، دیــگران را درک کنــم . و پیش از آنــکه دوستـم بدارند ، دوست بــدارم .

زیــــرا در عطا کـردن است که مــی ستانیــم و در بخشیــدن است که بخشــوده می شویــم ، و در مـــردن است که حیات ابـــدی می یابیــــــم

********************************

***********************

***************

*********

****

**

عشق پایدارترین نیروی موجود در جهان است ... عشق تنها نیروئی ست که می تواند دشمن را به دوست تبدیل کند

                                                                              مارتین لوترکینگ

توانگری و فراوانی ، پایه و اساس ذهنی و معنوی دارد . توانگری راستین، آرامش و سلامتی را نیز در بر می گیرد .

                                                                                    کاترین پاندر

در پشت همه موفقیتهای فعلی من قدرتی نهفته است که از درون من سرچشمه می گیرد . نیروئی که در همه ما وجود دارد . من گمان دارم که در درون ما بخش کوچکی از خداوند است که باید کشف شود .

                                                                                        ت . ترنر

روزی پس از آنکه بر نیروی بادها ، امواج ، جزر و مد دریا و جاذبه مسلط شدیم ، نیروی عشق را متوجه خداوند خواهیم کرد .آنگاه برای دومین بار در تاریخ جهان ، انسان آتش را کشف خواهد کرد .

                                                                                        دو شاردن

اگر از ترس های درونی خود رها شویم ، حضور ما خود به خود موجب رهائی دیگران از چنگال ترس خواهد شد

                                                                                   نلسون ماندلا

خوب است که مراقب خود باشیم ، خوب است که نسبت به خود مهربان باشیم . اگر با خود دلسوزانه برخورد کنیم ، دیگر از دیگران توقع دلسوزی نخواهیم داشت . اگر با خود مهربان باشیم ، اعتماد به نفس ، مثبت اندیشی و اطمینان ما افزایش می یابد .

                                                                                  کارلین برایس

ناملایمات ، موثرترین آموزگار زندگی هستند . هنگام بروز مشکلات باید شاد و شکر گذار باشیم ، نه ازین جهت که رنج بردن خوب است ، بلکه به خاطر پیامدهای خوبی که دارد .

                                                                                    جوآن آندرسن

بزرگی را به کسی نمی بخشند ، خود باید آنرا به دست آورد .

                                                                                          اودتا

بیماری ترس ، با نفرت و ترشروئی مداوا نمی شود . تنها چاره آن عشق است . نفرت زندگی را فلج می کند ، عشق مایه آسودگی است ، نفرت موجب دلتنگی و عشق باعث هماهنگی . نفرت موجب تیرگی و عشق روشنی بخش زندگی .

                                                                                        لوتر کینگ

برای ما دو راه وجود دارد : یا باید مملو از عشق باشیم ...و یا لبریز از ترس .

                                                                               آلبرت انیشتین

کسانی که می گذارند حوادث و شرایط بیرونی تعئین کننده زندگی آنها باشد ، بر اساس "واکنش"زندگی می کنند . یعنی عمل نمی کنند "عکس العمل "نشان می دهند .

                                                                               استدمن گراهام

اگر از همه چیز بهترینش را نداری ، از هر چیز که داری بهترین استفاده را بکن .

                                                                                عارف آلمانی

در زندگی زمانی فرا می رسد که از احساس بد ، اعمال بد و ظاهر بد خسته می شوی . وقتی چنین زمانی پیش آمد بی درنگ از جا برخیز ...

                                                                                    یانلا وانزلت

در زندگی خود قواعد ساده ای را رعایت کن:

از زندگی خود به طور کامل استفاده کن ، تا می توانی دیگران را دوست بدار، دست کم روزی سه بار از ته دل بخند ، هر قدر که می توانی و درباره هر چه که می توانی مطالعه کن ، کار را سبک بگیر و نسبت به خود و دیگران سخت گیر مباش .

                                                                                    مک کلندون

الماس حاصل فشار بیش از حد است ، فشار کمتر ، بلور و کمتر از آن ذغال سنگ را پدید می آورد . اگر باز هم فشار کم شود ، حاصل چیزی جزء سنگواره برگها یا زنگار ساده نخواهد بود . فشار می تواند شما را به موجودی ارزشمند مبدّل سازد . موجودی شگفت انگیز و بسیار محکم و فوق العاده زیبـــــــــا

                                                                                     مایا آنجلو

مادام که گناه کسی را نبخشید ، بخش بهتر طبیعت انسانی شما معذب خواهد بود .

                                                                                     باربارا کینگ

منزلت انسان در هنگام رفاه و آسودگی معلوم نمی شود ، بلکه مقام شخص را باید در سختیها و مصائب شناخت .

                                                                               مارتین لوتر کینگ

پیش از آنکه تربیت کودکان را آغاز کنیم ، باید به آنها بیاموزیم که وجودی کاملا بی همتا و ویژه هستند . از آنها بخواهیم که خود را دوست بدارند ، طالب موفقیت باشند و به وجود خود اهمیت بدهند .

                                                                                   ماروا کالینز

ما آن چیزی هستیم که می اندیشیم . هستی ما با افکارمان بلندی می گیرد و دنیایمان را با

اندیشه هایمان می سازیم

                                                                                           بودا

کسی که به خود احترام می گذارد ، هرگز دچار غرور نمی شود .

                                                                                   کارن هورنای

آب که نرمترین است با قطرات خود سخت ترین سنگ خارا را سوراخ می کند و نیز کشتی های غئول پیکر را در خود فرو می برد . انسان تا زمانی که زنده است ، نرم است . گیاه تا زنده است انعطاف پذیرست ، هر دو پس از مرگ به موجوداتی سخت تبدیل می شوند . این قانون طبیعت است . انعطاف و نرمش راه زندگی و سختی راه مرگ است .

                                                                                  نویسندۀناشناس

تردید ها به ما خیانت می کنند ، ما را از کوشش باز می دارند و از پیروزیهائی که به احتمال زیاد نصیبمان خواهد شد ، محروم می سازند .

                                                                                         شکسپیر

انسانهای بزرگ کسانی هستند که روان را قویتر از هر نیروی مادی می دانند و معتقدند که افکار بر جهان حکومت می کنند .

                                                                                      امرسون

اگر آفتاب را به نظاره بنشینی ، سایه را نخواهی دید .

                                                                                          هلن کلر

آنان که آفتاب را به زندگی دیگران هدیه می دهند ، خود نیز از آن بی نصیب نخواهند ماند .

                                                                                    سر جیمز باری

احساس کردم که حرف زدن با خداوند بهتر از صحبت کردن درباره اوست

                                                                                    سنت ترزا آویلی

بـــــاز آ بــازآ ، هر آنـــــــکـه هستی بـــاز آ

گر کافــــــر و گبـر و بت پرستـــــــی بــــــاز آ

ایـن درگــــــــه مـا درگـــه نومیـــــــدی نیســت

صـــد بار اگـــــــر توبــــــــــه شکستـی بــاز آ

                                                                                ابو سعید ابوالخیر

سی سال در جستجوی خداوند بودم ، و هنگامی که در پایان این دوره چشم گشودم ، دریافتم که در حقیقت این او بود که در جستجوی من بود !!!

                                                                                   با یزید بسطامی

بازگشت "اعجاز" فقط با بازگشت "معصومیت" ممکن است.

                                                                                   دیپاک چوپرا

در مورد همه نو آوریها و خلاقیتها یک حقیقت ابتدائی وجود دارد ، از لحظه ای که شخص به طور قطع مصمم به کاری می شود ، امدادهای غیبی به کمکش می آیند.

                                                                                          گوته

به خصلتهای خویش بیش از آبروی خویش اهمیت بدهید، چرا که خصلتها نشانه واقعیت وجودی شماست ، در حالیکه آبرو و حیثیت نشانه طرز تفکر دیگرانست نسبت به شما.

                                                                                      جان وودن

انسان بزرگ کسی است که قلب بچه گانه اش را از دست نداده باشد .

                                                                                       منیسکوس

در زندگی نکته بامزه ای هست . اگر چیزهای متوسط را نپذیرید ، اغلب اوقات بهترینها نصیبتان خواهد شد .

                                                                                    سامرت موآم

زندگـــــــــــی خالـی نیست :

مهربـــــــــانی هست ، سیب هست ، ایمـــــان هست

آری ،

تا شقـایــــــق هست ، زندگـــــــی بایـــد کـــرد

                                                                                         سهراب سپهری

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: سخنانی از بزرگان | لينک ثابت |
تاريخ: 85/09/22 ساعت :9:1 قبل از ظهر

طب فشاری

درین روش دقیقا از همان نقاط طب سوزنی استفاده می شود . با این تفاوت که به جای سوزن از فشار انگشتان استفاده کمک گرفته می شود .

انجام طب سوزنی برای همۀ افراد میسر نمی باشد اما طب فشاری روشی است که خود نیز می توانید آنرا انجام دهید .

لذ ا درین قسمت با اصول انجام این کار آشنا می شویم و سپس نقاطی را که باید در جهت کاهش تنش ها و استرس ها بر روی آنها کار کنید با هم مرور می کنیم .

ابتدا باید نقطه یا نقاطی را که قرارست درمان بر روی آنها صورت پذیرد به دقت شناسائی گردد .

این نقاط وسعت خیلی کمی د ارند و به محض پیدا شدن آن نفطه دیگر آنرا گم نخواهید کرد ، زیرا غالبا محلی است دردناک و حساسیت فوق العاده ای دارد که نسوج ، بافتها و نقاط اطرافش فاقد آن می باشند .

پس از یافتن نقطۀ مزبور آنرا تحریک کنید . متخصص طب سوزنی سوزن را وارد همین نقطه می کند و تحریک را بدین وسیله انجام می دهد . ماساژ نیز تقریبا همین اثر را دارد.

موارد استفاده از طب فشاری

- خود درمانی: همانگونه که ذکر شد با استفاده ازین طب شما می توانید به صورت عاملی موثر در دستیابی به سلامتی و تعادل خود مشارکت نمائید .

- درمان در صورت عدم دسترسی به پزشک و یا سوزن های استریل و مناسب

- درمان علائم خفیف ( نظیر سردرد و دندان درد )

- درمان بیماریهای روان تنی

-موارد اورژانسی ( نظیر غش )

******************

 

نحوۀ