تبليغاتX
وعــــده ما لب دريـــا

تاريخ: 85/11/27 ساعت :12:18 بعد از ظهر

هفت قانون موفقیت

1- قانون اقتدار خالص :

"قانون اقتدار خالص" یا " قانون وحدت " ،و مهمترین قانون است . باید بدانیم در بستر تنوع نامحدود زندگی زندگی روح واحدی که در همه چیز نافذ است ، وجود دارد . تا وقتی که محتاج تائید دیگران باشیم ، تفکر و رفتار ما همواره در انتظار یک پاسخ است که بر پایه ی "ترس" بنا شده است . اما وقتی قدرت " خود " را تجربه کنیم . ترسی وجود ندارد و آنگاه روح حقیقی بدون هر گونه ماسکی ظاهر می شود که از هر قید و بندی آزاد و در عین حال متواضع است . زیرا می داند که دیگران نیز همان "خود" هستند . روحی واحد در لباسهای مبدل متفاوت .

یکی از راهای دسترسی به حوزه ی اقتدار خالص ، تمرین روزانه ی سکوت ، تعمق و عدم داوری ست .

2- قانون بخش بدون اکراه :

کل جهان انرژی ست . زندگی جریان مداوم آگاهی است که خود را در مبادلۀ پویای امواج شعور بین جهان کوچک و جهان بزرگ ( ما و کل جهان هستی ) بیان می کند . هنگامی که بخشیدن آنچه را که خود می خواهید ، می آموزید زندگی را با حرکتهای ماهرانه ، پرانرژی و زنده ای که تپش نبض جاوید زندگی به وجود می آورد ، پرشورتر می کنید .

هر چه بیشتر ببخشید ، بیشتر خواهید گرفت . این قانون طبیعت است . به خصوص اگر با نیت شاد زیستن ، ببخشید . اگر می خواهید از تمام برکتهای زندگی استفاده کنید ، یاد بگیرید که در سکوت ، برکت را برای دیگران در مورد تمام چیزهای خوب زندگی بخواهید .

3- قانون "کارما" یا "علت و معلول"

در این قانون ، اثبات نهائی ، آزادی انسان است . افکار، کلمه ها و اعمال ما نخ های توری است که به دور خودمان می اندازیم . "برای برداشت محصول شادی و موفقیت کاشتن بذر شادی را باید آموخت . تمام وقایعی که در این لحظه اتفاق می افتند ، نتیجه ی انتخاب هائی است که ما در گذشته انجام داده ایم . با انتخابگری آگاهانه و نه شرطی ، در هر لحظه ، عملی صحیح انجام دهید . این عمل باعث رشد شما می شود . پاسخ صحیح را می توان از قلب پرسید . برای انجام عمل صحیح از او بپرسید اگر این را انتخاب را بکنم ، چه اتفاقی می افتد ؟ سپس منتظر یک پاسخ فیزیکی به صورت یک احساس باشید ، اگ بدن شما یک " پیام راحتی " فرستاد ، این انتخاب دست است . تا زمانیکه این قانون تکامل بخش باشد ، ثمره ی آن شادی و موفقیت است :

1)پذیرش لحظه ی حال

2)مسئول بودن

3)جبهه گیری نکردن

مسئول بودن یعنی هیچ چیز و هیچ کس را ( از جمله خودت ) سرزنش نکنی . هر مشکل فرصتی است در لباس مبدل و این ، هوشیاری نسبت به فرصتهاست که به ما امکان می دهد تا لحظه را در یابیم و آنرا به لحظه ای مفید تر مبدل سازیم . جبهه گیری نکردن یعنی رهائی از نیازمند بودن به دفاع از دیدگاه هایمان و عدم وابستگی به متقاعد کردن یا تشویق دیگران به پذیرش عقاید خود .

5- قانون خواست و آرزو :

در همه جای طبیعت هیچ چیز به جر انرژی و اطلاعات وجود ندارد و این حوزه با خواست و آرزو تحت تاثیر قرار می گیرد . هر چه به آن توجه کنید، درزندگی قوی تر خواهد شد . آرزو انرژی می دهد و خواست آن را تبدیل می کند . اگر شما از سایر قوانین پیروی کنید ، درآن صورت "خواست شما در زمین حاصلخیز "آرزو" دارای قدرت سازماندهی نامحدود و بی شماری در یک زمان واحد است .

6-قانون عدم وابستگی :

وابستگی ، بر ترس و عدم امنیت پایه گذاری شده است . اگر وابسته به هر چیز و هر کس باشیم ، از انجام هر کار می ترسیم و امنیت و آرامش نداریم و این به خاطر عدم شناخت نسبت به خود راستین است . وابستگی از حوزه ی فقر می آید . در عدم وابستگی ، آزادی خلق کردن و ساختن نهفته است و تنها با مشارکت بدون وابستگی فرد می تواند شاد و خندان باشد .

7- قانون "دارما" یا " هدف زندگی"

با برداشتن این گامها ، در زندگی خود " قانون دارما " را عمل کنید :

1) با مهر ورزی ، خدائی را که از من به من نزدیک تر است ، سپاس گفته و ستایش می کنم . به روحی که در من است و به ذهن و جسم من زندگی می بخشد ، توجه می کنم . من خدا را برای این آرامش عمیق درون قلبم یاد خواهم کرد .

2)فهرستی از استعدادهای ویژه ی خود تهیه کنید . سپس فهرستی از تمام کارهائی که می خواهی انجام دهید را بنویسید . هنگامی که از استعدادهای خود برای بشریت استفاده کنید ، زمان را فراموش می کنید و در زندگی خود برکت می آفرینید .

3)هر روز از خود بپرسید " چگونه می توانم خدمت کنم ؟ " پاسخ این پرسش ها به شما اجازه ی خدمت و یاری به همنوعان خود را می دهد .

منبع :" کتاب هفت قانون موفقیت " نوشته "دیباک چوپرا"

نوشته شده توسط یاسمــــن | موضوع: هفت قانون موفقيت | لينک ثابت |
عشق واقعی ... عشق مجازی ... نشانه ها ، اثرات و تفاوت ها
تاريخ: 85/11/22 ساعت :6:33 بعد از ظهر

عشق واقعی ... عشق مجازی ... نشانه ها ، اثرات و تفاوت ها

حسادت نشانۀ عشق واقعی ست یا نشانۀ احساس مالکیت ؟

عشق حقیقی هیچگاه به طور ناگهانی اتفاق نمی افتد . وقتی کسی می گوید :" از اولین لحظه ای که او را دیدم ، عاشقش شدم " به این علت است که شخصی را که او دیده است ، مشخصاتش مطابق با تصویر ایده آلی بوده که او در ذهن می پرورانده است .

اغلب ما بدون اینکه بدانیم ، در ذهن خود چنین تصویر ایده آلی را ایجاد می کنیم ، بنابراین وقتی کسی را میبینیم که شباهتی به این تصویر دارد و یا مانند آن رفتار می کند ، ناخود آگاه جذب او می شویم . همین !

ولی این هرگز عشق نیست . البته این حالت می تواند پیشرفت کرده و شکل عشق به خود بگیرد ، ولی برای رسیدن به عشق زمان لازم است .

خیال پردازی کردن ، آه کشیدن و در بویاها سیر کردن بیشتر احساس " دلباختگی " است تا عشق . عشق واقعی باید برای معشوق باشد . برای سعادت و خوشحالی او . پس باید تمام رفتارهای شما چنین سمت و سوئی داشته باشد . بنابراین کسی که عاشق است می تواند به راحتی درس بخواند و کار کند و به این بیندیشد که اینکار است که می تواند باعث خوشبختی فرد مورد علاقه اش شود . بر عکس ، دلباختگی باعث ایجاد خودخواهی می شود . انسان به اصطلاح دلباخته ازینکه از فرد مورد علاقه اش جدا شده احساس بدبختی می کند و مرتب در مورد او رویاپردازی می کند . در واقع او عاشق عشق است ، نه عاشق یک فرد خاص !

بر خلاف تصور عموم ، حسادت نشانه عشق حقیقی نیست . یکی از بزرگترین اشتباهات جوانان این است که فکر می کنند هر چه در یک رابطه ، حسادت بیشتر باشد ، عشق هم بیشتر است . بعضی حسادت ها بین دو نفر که یکدیگر را خیلی دوست دارند ، طبیعی ست . اما حسادت ، بیشتر نشان دهندۀ احساس مالکیت کردن است تا عشق .

به گفته یک روانکاو " کسانی که حسادت می ورزند ، دچار یک احساس ناامنی نهفته هستند که می تواند به نیاز شدی مورد محبت قرار گرفتن ، بیانجامد .در نتیجه آنها به شدت حسود هستند ، حتی اگر به طرف مقابل خود علاقه ای نداشته باشند ."

اگر عشق شما ، عشق راستین باشد ، با دور شدن از معشوق ، علاقه شما نسبت به او کم نمی شود . اگر شخص خاصی را هنگامی که با او هستید ، بیشتر دوست دارید ، احتمالا شما در آن لحظات مجذوب دلربائی و جذابیت او شده اید و این لزوما به این معنا نیست که عاشق شده اید . بنابر این وقتی او در کنار شما نیست ، شما درین که به او عشق می ورزید یا نه ، دچار تردید می شوید . به عبارتی در چنین رابطه ای حتی اگر عشقی نیز وجود داشته باشد ، عشقی سطحی و زود گذر است .

در مورد این سوال نیز بر خلاف تصور همگان ، عاشق نسبت به اشتباهات محبوبش نمی تواند بی تفاوت باشد و اصطلاح " عاشق کور است " ! صحت ندارد . کسی که واقعا عاشق است ایرادات محبوبش را می بیند ، ولی کسی که دلباخته است ، او را کاملا بی عیب و نقص می یابد .

مشکلات زندگی خانوادگی ، عاملی ست که باعث می شود شما اشتباها فکر کنید که عاشق شده اید .

تعداد زیادی از جوانان که فکر می کنند " عاشق شده اند " و این عشقشان به ازدواج می انجامد ، تمام چیزی که می خواستند این بوده که از فشارهای زندگی که برایشان غیر قابل تحمل بوده است ، فرار کنند . به عنوان مثال دختری که مرتب با پدر مادرش درگیری دارد ، با مردی آشنا می شود و او را مانند شوالیه شجاعی می بیند که می خواهد او را از این مشکلات برهاند .

عشق واقعی نباید با رویا و خیال سپری شود . عشق باید واقعیت ها را نیز ببیند . دو عامل اساسی در ازدواج ، پول و فرزند است . کسانی که واقعا به هم عشق می ورزند ، حتما باید دیدگاه یکدیگر را درین مورد بدانند . اگر زوجی تا به حال در مورد این دو موضوع صحبت نکرده اند ، رابطه آنها هنوز به عشق نرسیده است .

به عقیده روانشناسان ، تا زمانی که فکر کردن ، به ظاهر در روابط شما حکمفرما باشد ، از عشق واقعی دور هستید . زیرا زمانی که مطمئن باشید عاشق هستید و مورد عشق واقع شدید ، دیگر نیازی نیست که با آراستن بیش از حد خویش سعی در به دست آوردن عشق طرف مقابل داشته باشید .

داشتن وجه اشتراک در مشکلات زندگی به معنای عاشق بودن نیست . درست است که زن و شوهر در سختی های زندگی و غم و غصه ها با هم شریکند ؛ اما بدین معنی نیست که حتما عشقی بین آنها وجود د ارد . اکثر افراد در سنین جوانی این دو نکته را با هم یکی می کنند و چنین تصور می کنند که اگر با شخصی سختیهای مشابهی را گذرانده اند ، حتما می تواند بین آنها عشقی شکل گرفته و منتهی به ازدواج شود، اما این تصور غلطی ست .

عشق یک پیمان خصوصی میان دو نفر است و هیچ دلیلی ندارد که آن ها این احساس را همه جا آشکار سازند . اگر شخصی جزئیات روابطش را در حضور عموم بیان کند ، مطمئنا این رابطه هیچ بهره ای از عشق نبرده است.

او احتمالا با این کار می خواهد بین دوستانش کسب آبرو و شخصیت کند و این کاملا با عشق حقیقی تناقضی ندارد .

تاريخ: 85/11/21 ساعت :12:54 بعد از ظهر

دیگر نسیم آواز گل را نمی اورد. خاطرم از وجود سبزت لبریزست و چشمانم پر

تلاش در کف حوض به دنبال جاده ای که به ماه می رود عرق می ریزد.

من املای ماه مینویسم در حالیکه اصلا ماهی ندیده ام. من مسافر کاروانی هستم

که جاده را نمیشناسد توشه ام صدائیست که مرا نگاه میکند.

دستاری از محبت و تکه نانی از شعر من از سفره روزگار با انتظار تو خود را

اطعام می کنم.

من با دلم همسفرم اما او گاهی مرا پریشان می کند گاهی مرا تنها میگذارد و

گاهی آرام در کنارم می شکند.

گاهی با آه نیمشب از من پذیرائی می کند و گاهی پیراهنی از اشک از برای

چشمانم می دوزد. تقویم زندگیم تعطیلی ندارد همه اش سفرست و انتظار.

کاش کسی بود که می گفت چرا چهار فصل من پائیزست؟

من د ر جستجوی گل همیشه بهارم. من ثابت خواهم کرد که با اشک گل می توان

سرودی به نام شبنم ساخت که با طپش نسیم امید را در دل کویر نجوا کند.

من نای از نا امیدی خواهم برید و جوانه های دیدار و اشتیاق را پیوند

خواهم زد.

پای رفتنم در میان امواج کف آلود غم ولی نگاهم در افق چشم به مسلخ دارد

و بی گمان کسی در ساحل آوای غریق را می شنود...

نوشته شده توسط | موضوع: حرفهای تنهائی | لينک ثابت |
تاريخ: 85/11/21 ساعت :12:35 بعد از ظهر

دیروز که آوای چکاوکی مرا از خود بیخود کرد , کوله بار سنگین غمهایم را بر دوش گذاشتم و

تا مرز بی نهایت را اشکباران کردم .

می خواستم از هر چه هست تهی شوم می خواستم دو رکعت نماز عشق بخوانم و خالی از هر

چیزدیگر به خویشتن خویش باز گردم.

می خواستم به جائی برسم که دیگر پائیزی در کار نباشد و خودم هم خزان نباشم.

می خواستم به جائی برسم که دیگر کسی بی اعتنا از روی برگهای سبز احساسم نگذرد

آنجا که مهتاب پرتو کمرنگش را به تساوی میان همه تقسیم کند , آنجا که بتوان یک

قلب آئینه ای یافت و در آن گم شد . آنجا که بتوان در پهنای چشمان بارانی گم شد .

آنجائی که بتوان در میان امواج احساسات یک دل پاک و بکر به آسانی گلهای سپید یاس و شقایق

را جمع کرد .آنجا که بتوان در زیر سایه سار همدردی و همزبانی بی تشویش به آرامش رسید .

کجاست این سرای محبت ؟؟؟ و کجاست این قلب پر احساس ؟؟؟

کجاست چشمانی که بتوان در زلالی اشکهایش تنهائی خود را یافت ؟؟؟

کجاست دستان مهربانی که ارزوی گردش در گیسوان کمند و نمناک را داشت ؟؟؟

کجاست ان اههای عمیق و جانگداز ؟؟؟

خدایا تنها مانده ام در میان اهن و دود

نه چشمی که دیدگاه مهربانی داشته باشد و نه دستی که برای ادای محبت دراز شده باشد .

نگاهها همه پر از حرص و طمع و دستها گنهکار و نا پا کند . در دلها به جای عشق لطیف

هوسی خانمانسوز شعله می کشد .

کــــاش کسی بود که فصل رویش شقایقها را جشن می گرفت . دیگر نیست آن لرزشهای دستها ,

دیگر ان ازان دل که با شنیدن صدائی به طپش در می امد خبری نیست .

همه چیــــــز اسیر تکرار و روز مرگی شده ست .باید رفت و نباید ماند .

درنگ جایـــــــــــز نیست ...

 

نوشته شده توسط | موضوع: حرفهای تنهائی | لينک ثابت |
علت چروک شدن پوست در حمام
تاريخ: 85/11/21 ساعت :10:12 قبل از ظهر

اپیدرم یا لایه بیرونی پوست از سلولهائی تشکیل شده که به وسیله یک پروتئین به نام کراتین اسکلت درونی بسیار محکمی را به

وجودمی اورند.

این سلولها در لایه های پائینی اپیدرم به سرعت تقسیم شده و سلولهای بالای خود را به سمت سطح پوست بیرون می رانند . وقتی

پوست دست و پا به مدت طولانی در اب بماند کراتین اب را به خود جذب نموده و متورم می شود .

در حالیکه لایه های پائینی اپیدرم افزایش حجم پیدا نمی کند در نتیجه سطح بخش بیرونی اپیدرم بیشتر شده و کم کم پوست چروک

می شود .

از انجا که ضخامت اپیدرم در انگشتان دست و پا بیشتر از نقاط دیگر بدن است چروکیدگی و تورم درین نواحی بیشتر نشان داده

می شود .

همچنین کراتین موجود در موها و ناخن هم مقداری اب به خود جذب می کند به همین دلیل ناخن ها را بعد از حمام کردن نرم می بینیم .

البته نگران نباشید این حالت دوام ندارد و ابی که پس از حمام کردن در پوست و ناخن ها جذب می شود پس از مدت کوتاهی تبخیر

شده و پوست به حالت اولیه خود بر می گردد .

مغز سالم
تاريخ: 85/11/17 ساعت :9:40 قبل از ظهر

مواظب مغزمان باشیم ؛ زیرا مغزمان آسیب می بیند اگـــــــر :

 صبحانه نخوریم 

سطح قند خون در افرادی که صبحانه نمی خورند پائین تر است . صبحانه نخوردن سبب نرسیدن مواد غذائی کافی به مغز می شود و به تدریج مغز مختل می شود .

 اگر سیگار بکشیم

کشیدن سیگار ، زیانهای چند گانه ای بر مغز دارند . احتمال بیماری فراموشی در افراد سیگاری بیشتر است .

اگر پرخوری کنیم

پر خوری شریانهای مغز را سخت می کند و قدرت ذهنی را کاهش می دهد .

 اگر زیاد قند مصرف کنیم

مصرف بیش از حد مغز ، جذب پروتئین و مواد مغذی را مختل می کند و سبب سوء تغذیه می شود و رشد سلول های مغز مشکل می شود .

 اگر کم حرف بزنیم

صحبت و گفتگو پیرامون موضوعات عقلانی و هوشمندانه ، سبب افزایش کارائی سلولهای مغزی می شود .

 اگر کمخوابی داشته باشیم

خواب سبب آرامش و استراحت سلولهای مغز می شود . بی خوابیهای مکرر ، سبب مرگ سریع سلولهای مغزی می شود .

اگر سرتان را هنگام خواب بپوشانید

این کار سبب افزایش در اکسید کربن و کاهش اکسیژن و همچنین آسیب های مغزی می شود .

اگر در معرض هوای آلوده قرار بگیریم

مغز بزرگترین مصرف کنندۀ اکسیژن در بدن است . استنشاق هوای آلوده ، مانع رسیدن اکسیژن کافی به سلولهای مغز می شود .

 اگر در دوران بیماری ، از مغز خود کار بکشیم

در طول بیماری ، کار یا مطالعه سبب کاهش کارائی مغز و آسیب رسیدن به سلولهای آن می شود .

بیائید ازین عوامل دوری کنیم تا همواره مغزی سالم داشته باشیم .

تاريخ: 85/11/15 ساعت :7:30 قبل از ظهر

عناصر رادیو اکتیو معمولا سه نوع ذره یا پرتو از خود صادر می کنند که شامل ذره آلفا ، بتا و پرتو گاماست با قرار دادن پرتو رادیو اکتیو تحت تاثیر میدان مغناطیسی ، مشاهده شد که ذره آلفا بار مثبت ، و ذره بتا بار منفی و پرتو گاما بدون بار است .

خواص ذره آلفا

جنس هسته آلفا هسته هلیوم است که از دو نوترون و دو پروتون تشکیل یافته است . جرم آن حدود 4 برابر جرم پروتون و بار الکتریکی آن +2 و علامت اختصاری آن He 4,2 است . برد ذره آلفا به عنصر مادر و انرژی ابتدائی و جنس محیط بستگی دارد . برای نمونه ، برد ذره آلفای صادر شده از رادیوم در هوا تقریبا 4/8 سانتیمتر است .

ذره آلفا به علت داشتن دو بار مثبت ، هنگامی که از نزدیکی اتمی عبور می کند ، ممکن است تحت تاثیر میدان الکترو استاتیکی خود الکترون مدار خارجی آن اتم را خارج سازد و یا به عبارت دیگر اتم را یونیزه کند . همچنین ذره آلفا قادر است محل الکترون را تغییر دهد ؛ یعنی الکترون تحت تاثیر میدان الکتریکی ذره آلفا از مدار پائین تری به مدار بالاتر صعود می کند ، و در نتیجه – اتم به حالت بر انگیخته در می آید . کارائی نفوذ ذره آلفا بسیار کم است .

خواص ذره بتا

جنس ذره بتا از جنس الکترون است . بار الکتریکی آن -1 و علامت آن بتای منفی است . برد ذره بتا در هوا در حدود چند سانتیمتر تا حدود یک متر است . البته برد این ذره نیز به انرژی ابتدائی ( عنصر مادر ) و جنس محیط بستگی دارد . بر خلاف ذره آلفا ، ذره بتا از نظر حفاظت ، خطری خارجی محسوب می شود .

خاصیت یون سازی این ذره به مراتب کمتر از ذره آلفاست ؛ یعنی به طور متوسط در حدود 100 مرتبه کمتر است . ذره بتا ممکن است در اتم ها ایجاد برانگیختگی کند ، ولی این خاصیت نیز در ذره بتا به مراتب کمتر از ذره آلفاست . قدرت نفوذ ذره بتا به طور متوسط 100 برابر ذره آلفاست . این ذره همان پوزیترون که ضد ماده الکترون است ، جرم آن با جرم الکترون برابر است و دارای بار مخالف با بار الکترون است و علامت اختصاری آن بتای مثبت است .

خواص پرتو گاما

جنس پرتو گاما از جنس امواج الکترو مغناطیسی است ، یعنی از جنس نور است ؛ ولی با طول موج بسیار کوتاه .

جرم آن در مقیاس اتمی صفر ، سرعت آن برابر سرعت نور و بار الکتریکی آن صفر و علامت اختصاری آن حرف گاماست . برد آن بسیار بالاست ؛ مثلا در هوا چندین متر است .

خاصیت یونیزاسیون و بر انگیختگی در پرتو گاما ، نیز وجود دارد ،ولی به مراتب کمتر از ذرات آلفا و بتاست . مثلا اگر قدرت یونیزاسیون متوسط پرتو گاما را یک فرض کنیم ، قدرت یونیزاسیون متوسط ذره بتا و ذره آلفا خواهد بود . قدرت این پرتو به مراتب بیشتر از ذرات آلفا و بتاست

نوشته شده توسط | موضوع: انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم | لينک ثابت |
تاريخ: 85/11/14 ساعت :7:17 قبل از ظهر

سانتریفیوژ

سانتریفیوژ ، دستگاهی برای جداسازی مواد از یکدیگر ، بر اساس وزن آنهاست . این دستگاه مواد را با سرعت زیاد ، دور محوری به گردش در می آورد و مواد متناسب با وزنی که دارند ، از محور فتاصله می گیرند . در واقع درین روش برای جداسازی مواد از یمدیگر ، از شتاب ناشی از نیروی گریز از مرکز استفاده می گردد . کاربرد عمومی این دستگاه برای جداسازی مایع از مایع یا مایع از جامد است .

سانتریفیوژهائی که برای غنی سازی اورانیوم استفاده می شوند ، خاص هستند که برای گاز تهیه شده اند ؛ به آنها " هایپر سانتریفیوژ " Hyper - centrifuje می گویند .

پیش از آنکه دانشمندان ازین روش برای غنی سازی اورانیوم استفاده کنند ، از تکنولوژی خاصی به نام گاز - دیفیوژن Gaseous Diffsion یه معنای پخش و توزیع گازی استفاده می کردند .

در روش گاز دیفیوژن ، گاز هگزا فلوراید اورانیوم UF6 را با سرعت از صفحات خاصی که فیلتر هستند می گذرانند ؛ درین مسیر ، این صفحات که شامل منافذ و خلل و فرج های زیادی اند ؛ تا حدی اورانیوم 235 را از 238 جدا می کنند . درین روش ، با تکرار استفاده ازین صفحات فیلتر مانند به صورت آبشاری Cascade میزان اورانیوم ، 235 را به اندازه دلخواه بالا می برند . این روش اولین راهکارهای صنعتی برای غنی سازی اورانیوم بود که کار برد علمی پیدا کرد .

Gaseous Diffusion از جمله تکنولوژیهائی بود که ایالت متحده در جنگ جهانی دوم در پروژه ای به نام " منهتن Manhattan براس ساخت بمب هسته ای با کمک انگلیس و کانادا به آن دست یافتند .هایپر سانتریفیوژ Hyper centrifuge

اما در روش استفاده از سانتریفیوژ ، برای غنی سازی اورانیوم ، تعداد بسیار زیادی ازین دستگاه ها به صورت سری و موازی به کار می برند تا با کمک آن بتوانند غلظت اورانیوم 235 را افزایش دهند .

گاز هگزا فلوراید اورانیوم UF6 در داخل سیلندرهای سانتریفیوژ تزریق می شود و با سرعت زیاد به گردش در می آید .

گردش سریع سیلندر ، نیروی گریز از مرکز بسیار قوی تولید می کند و در آن ، مولکولهای سنگین تر ( آنهائی که شامل ایزوتوپ اورانیوم 238 هستند ) از مرکز محور گردش ، دورتر می گردند ، و بر عکس آنها که مولکولهای سبک تری دارند ( حاوی ایزوتوپ اورانیوم 235 ) بیشتر دور محور سانتریفیوژ قرار می گیرند .

درین هنگام با استفاده از روشهای خاص گازی که دور محور جمع شده است جمع آوردی می شود ؛ و به مرحله دیگر یعنی دستگاه سانتریفیوژ بعدی می رود .

میزان گاز هگزا فلوراید اورانیوم شامل اورانیوم 235 ای است که درین روش از واحد جداسازی به دست می آید ، به مراتب بیشتر از مقداری ست که در روش قبلی Diffusion Gasseous به دست می آید .

به همین علت است که امروزه در بیشتر مناطق جهان برای غنی سازی اورانیوم ازین روش استفاد ه می کنند .

نوشته شده توسط | موضوع: انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم | لينک ثابت |
تاريخ: 85/11/11 ساعت :7:44 بعد از ظهر

چگونه است که بعضی از مردم علی رغم هرگونه بدبختی که به سرشان می آید ، زندگی را با شادمانی می گذرانند ، برعکس دستۀ دیگر که با داشتن همه نوع امکانات ، زندگی را تلخ می بینند ؟این تفاوت ناشی از تفسیر ما انسانها از اتفاقات و عکس العمل ما در برابر حوادث است . مشکلات افراد موفق کمتر از افراد شکست خورده نیست . تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند ، و آنهم افرادی که در گورستان خوابیده اند .

افراد موفق در روبرو شدن با مشکلات ، مشکلات را توجیه می کنند ، که در پس هر حادثه تقدیری نهفته است و این جهان روزی به جبران این حادثۀ تلخ ، به آنها قدرتی می بخشد که به هدفهای بزرگی برسند و در محیط پیرامون خود اثرات مثبتی به جا بگذارند و در نتیجه این تلقین به نفس به باورها و ارزش های بالائی دست می یابند .خودمان را دوست داشته باشیم .

تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم قادر نخواهیم بود به کسی عشق بورزیم یا از عشق کسی بهره مند شویم . عشق به خوبشتن سرآغاز عشق جاودانه است .

از روزی که متولد می شویم تا پایان زندگی زمینی راههای بی شماری را در جستجوی عشق طی می کنیم . مهمترین رابطه ای که می توانیم در طول زندگی خود داشته باشیم ، رابطه است که با خود داریم و کسی که بیش ازهرکسی نیاز دارد عاشقش باشیم خودمان هستیم .

در زندگی خویش به این مفهوم که " خودم را باید دوست داشته باشم " باید ایمان داشته باشیم . عشق در بیرون از ما وجود خارجی ندارد .

عشق همواره از درون خود ما می جوشد و از کوزه همان برون تراود که در اوست . همواره منبع و منشاء هر عشقی که احساس می کنیم ؛ خودمان هستیم .

به عبارت دیگر : چنانچه عشق را در درون خود نیافته باشیم هرگز کسی قادر نخواهد بود آن را از بیرون ، در ما به کار گذارد . هیچ کس قادر نیست عشق را نثارمان کند و یا آن را از ما بگیرد . عشق هرگز مبادله و تقسیم نمی شود . عشق حالتی از بودن است که یا در آن هستیم یا نیستیم .

عشق درونی خود را احساس کنیم و با آن در تماس و همدلی باشیم آنگاه خواهیم دید که ما خود " عشق " هستیم .

نوشته شده توسط | موضوع: رازهای خوشبختی | لينک ثابت
تاريخ: 85/11/08 ساعت :5:25 بعد از ظهر

به آب می زنم امشب دوباره چشمم را

که شعله شعله ببارم ستاره چشمم را

هنوز بانگ عطش گفتنت خوش آهنگ است

برای تشنگی ات ، آب هم دلش تنگ است

دوباره شعر من و دیدۀ تر تماشا تر

به روی نیزه سرت از همیشه تنها تر

دوباره شعر من و شرح راز خونینت

اقامۀ غزلی از نماز خونینت

طلوع کن ؛ که مصلای آفتاب توئی

تو را به آب چکار، آبروی آب توئی

گلای تشنه ؛دم تیغ و خنجرت چه گذشت

اجازه هست که بگویم با سرت چه گذشت؟

سرت هوای نیستان و نی سواری داشت

از آن نخست سرت؛شور سر بداری داشت

سرت کجا و نیستان کجا ؟ دریغ دریغ

به خون نشست تمام زمین و زمان با تو

گریستند تمام پیمبران با تو

صدای نالۀ "یحیی" و "هود" می آید

"خلیل" از آتش و اسپند و عود می آید

هزار نخل عصا شد، هزار "موسی" شد

هزار نیزه صلیب ، سر مسیحا شد

هوای دشت پر از بغض سیب و "آدم" بود

فرات جرعه ای از اشکهای "مریم" بود

"ثمود" و "یونس"و "الیاس" گریه می کردند

برای غربت "عباس" گریه می کردند

بای غربت عباس آه می دانم

نبرد یک نفر و یک سپاه می دانم

نبرد یک نفر و یک سپاه می دانی ؟

شکوه تشنگی خیمه گاه می دانی؟

شکوه تشنگی خیمه گاه و یک عباس

غریو العطش و یک سپاه و یک عباس

غریو العطش و گله های گرگ ، دریغ

غریو العطش و آن یل سترگ ، دریغ

غریو العطش و شیر مست ، افتاده

"سل المصانع رکبا" دو دست افتاده

نگو که دست، بگوخاتم از نگین افتاد

نگو که دست،بگو عرش بر زمین افتاد

نگو که دست،بگو آبروی آب اینست

پیمبران اولی العزم را کتاب اینست

 

 

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: حرفهای تنهائی | لينک ثابت |
تسلیت باد تاسوعای حسینی
تاريخ: 85/11/08 ساعت :5:15 بعد از ظهر

کهنه ایست زخم قبیله ی زمین ؛ به کدامین قبیله می مانم ؟

در کربلا مانده ست برگ هویتم ،...

وقتی که باد بر یال خونی خاک وزید و رفت ؛ بر لبهای مضطرب خاتون ، به گل نشست پیام برادر و خیره ماند خاک بر آواز کاخ ها ،تکیه زد آسمان بر درنگ ثانیه ها .

از کدامین قبیله می آیم ؟

غریبانه شامی ست .

قدم شقاوت بر گیسوان سوگوارم لاله آویختند تا همیشۀ تاریخ

 

نوشته شده توسط | موضوع: حرفهای تنهائی | لينک ثابت
تاريخ: 85/11/08 ساعت :9:54 قبل از ظهر

جی پی اس (GPS)

سامانه مکان یابی جهانی Postioning system global سامانه هدایت ( ناوبری ماهواره ای ست که شامل شبکه از 24 ماهواره در گردش که در فاصله 11 هزار مایلی و در 6 مدار مختلف قرار دارند . در واقع این سامانه ی راهبری و مسیر یابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکلیل شده است و این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده امریـــکا تشکیل ساخته شده و در مدار قرار داده شده است . این سامانه در ابتدا بای مصارف نظامی تهیه شده است ولی از سال 1980 اسفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد .

خدمات این مجموعه در هر شر ایط آب و هوائی و در هر منطقه از کرۀ زمین و در تمام ساعات شبانه روز در دسترس است . پدید آورندگان این سامانه هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است .

ماهواره ها در حال حرکتند و در عرض 24 ساعت دوبار کامل بر گرد زمین می گردند ( هر روز دوبار با سرعتی در حدود 108 مایل در ثانیه ) ؛ ماهواره های جی پی اس با نام " ناو استار Navstar شناخته می شوند . لازمه هر گونه آشنائی با جی پی اس ، فراگیری ماهیت اصلی این ماهواره هاست .

اولین ماهواره جی پی اس در فوریه 1978 پرتاب شد . وزن هر ماهواره تقریبا 2000 پاوند ( 900 کیلوگرم ) و دارای صفحات آفتابی به پهنای 510 سانتی متر است و قدرت فرستنده آن در حدود 50 وات است . هر ماهواره 2 سیگنال ارسال می کند : L1 و L2 . جی پی اسهای غیر نظامی از امواج L142 ، L1575 ، MHZ استفاده می کنند .

هر ماهواره ، حدود 10 سال فعالیت می کند و جایگزینی ماهواره ها به موقع انجام می شود ، و ماهواره های جایگزین به فضا پرتاب می شوند . برنامه شبکه جی پی اس هم اکنون تا سال 2006 تنظیم شده و جایگزینی های لازم برای آنها ترتیب د اد ه شده است .

مسیر گردش ماهواره ها آنها را را بین عرض جغرافیائی 60درجه شمالی و 60 درجه جنوبی قرار می دهد .

این امر به معنای آنست که در هر نقطه از زمین و در هر زمان می توان سیگنالهای ماهواره ای را دریافت نمود . هر چه به قطبهای شمال و جنوب نزدیک تر شویم ، باز می توان ماهواره های جی پی اس را دید ، هر چند دقیقا در بالای سر ما نخواهند بود و این در دقت و صحت عمل آنها در این نقاط تاثیر می گذارد .

یکی از مزایای رهیابی با جی پی اس نسبت به روشهای دیگر زمینی آنست که این سامانه در هر شرایط جوی و بدون توجه به نوع کاربرد گیرنده جی پی اس به خوبی کار می کند .

 

نوشته شده توسط | موضوع: جی پی اس (GPS) | لينک ثابت
تاريخ: 85/11/08 ساعت :9:31 قبل از ظهر

نوار موبیوس

شاید تا به حال اسم توپولوژی را شنیده باشید . به نظر ، اسم ثقیلی است و شایر فکر کنید که موضوع خیلی پیشرفته ای باشد که از آن در کتابهای درسی دبیرستان موضوعی تدریس نمی شود . در واقع توپولوژی از شاخه های اصلی و گستردۀ ریاضیات است و در طول سالها پیشرفتهای زیادی کرده است ؛ اما اینگونه نیست که دانش آموزان از درک آن عاجز باشند ، بر عکس ، به سبب داشتن ماهیت هندسی در خیلی از جاهای این علم به کمی شهود نیازمندیم .

توپولوژی در قسمتهای مختلف ریاضیات مانند جبر و آنالیز حقیقی و مختلط و هندسۀ جبری و حتی ترکیبات ، کاربردهای فراوان بسیاری پیدا کرده است .

به طوریکه مطالعه هر یک ازین شاخه ها بدون استفاده از مفاهیم توپولوژیک دشوارتر از آنست که فکرش را بکنید .

مطالعه علم توپولوژی به طور دقیق و آکادمیک نیاز به پیش نیازها و مطالعه زیاد دارد ، ولی بخش های بسیار مهمی از توپولوژی قسمت شهودی آنست . حتما تاکنون رویه ها و صفحه های زیادی را دیده اید ، مثل صفحه معمولی ، کره ، مخروط ، استوانه و یا رویه ها ی پر پیچ و تاب تر .

این رویه ها شباهت ها و تفاوتهائی با هم دارند ، مثلا هر صفحه ( مثل ورق کاغذ ) دارای پشت و روست . همچنین کره و استوانه و بقیه رویه هائی که از آنها نام برده شد ، د ارای این خاصیت اند . از رویه ای که اینجا اشاره می شود دارای این خاصیت نیست . نواری کاغذی را برداشته و یک دور آنرا تاب دهید ، و سپس دو لبه آنرا به هم بچسبانید .

اکنون شما نواری موبیوس دارید .

این رویه ساده و به ظاهر به درد نخور خاصیت جالب توپولوژیک دارد . در واقع نوار موبیوس یک رو بیشتر ندارد .

برای امتحان ، می توانید نوار موبیوس را رنگ کنید . می بینید که بدون برداشتن قلم همه جای آن را می توان با یک رنگ ، رنگ آمیزی نمود . بر خلاف صفحه معمولی ، به اینگونه رویه ها را " رویه های جهت ناپذیر " می نامند .

 

نوشته شده توسط | موضوع: نوار موبیوس | لينک ثابت
تاريخ: 85/11/08 ساعت :9:30 قبل از ظهر

فراکتال چیست ؟

ما فراکتالها را هر روز می بینیم :درختها ، کوه ها ،پراکنده شدن برگهای پائیزی روی زمین ، فراکتال شکل هندسی چند جزئی ست که می توان آنرا به تکه هائی تقسیم نمود که هر تکه یک کپی از " کل " شکل است .

به سختی می توان باور کرد که چیزی مانند فراکتال بتواند اینقدر پیچیده و سخت باشد و در عالیترین سطوح ریاضی به کار رود و در عین حال بتوان به شکل یک سرگرمی به آن نگاه کرد .

هندسه فراکتالی حرکت اشکال را در فضا ثبت می کند و یا ناهمواری دنیا و انرژی تغییرات دینامیک آن را نشان می دهد .

اما فراکتال چیز ساده ای به سادگی ابرها یا شعله های آتش است !

واژه فراکتال از ریشه ای یونانی به معنای " تکه تکه شده " و "بخش بخش " آمده است . به نحوی تعریف ریاضیش را در خود دارد . به زبان ساده ، اشکال فراکتالی دارای 3 خاصیت عمونی اند :

* تشابه به خود

*تشکیل از ر اه تکرار

*بعد کسری

تشابه به خود Self similarity

گربه ها ،قناری ها و کانگوروها به هم شبیه اند ، اگر به نحوی بتوانیم شباهتی بین آنها پیدا کنیم ، اما در هندسه ، تشابه ، معنای خاصی دارد . تشابه یکسانی اشکال در عین متفاوت بودن اندازه هاست .

به زبان ساده تر اگر بشود با بزرگ یا کوچک کردن دو شکل آنها را مثل هم درست کرد ، آن دو متشابه اند .

اما شکلهای خود متشابه کدامند ؟

اشکال زیادی وجود دارند که فراکتالی نیستند ، اما خود متشابه اند . یعنی هر جزء کوچک از شکل کاملا مشابه شکل کامل آن است ، مانند : گل کلم .

مقصود از تشکیل راه تکرار چیست ؟

یعنی برای درست کردن یک فراکتال می توانیم شکل معمولی هندسی ( مانند خط ) را برداریم و با آن شکلی پیچیده تر بسازیم سپس با آن شکل به دست آمده ، شکلی پیچیده تر بسازیم .

و همین طور به این کار ادامه دهیم که اشکال فراکتالی به وجود آیند و برنامه های کامپیوتری متعددی بر اساس آنها نوشته شده اند . هر کدام از آنها هم اسم و رسمی برای خود دارند ، مثلا" مثلث سیر پنیکی " یا " دانه برف کخ " .

* فرش سر پینسکی

* اژدهای هرتر - هاروی

* مجموعه های جولیا و مندلبروت

ابعاد کسری :Fractional dimension

همان طور که می دانید ، نقطه ، بعد ندارد . خط ، شکلی یک بعدی ست ؛ صفحه دو بعدی ست ؛ و در آخر شکل های حجیم ؛ سه بعدی اند . . اما فراکتالها می توانند بعد کسری داشته باشند !

مثلا 1/6 یا 4/2 ، چطور چنین چیزی امکان دارد ؟

اگر پاره خطی را نصف کنیم چه پیش می آید ؟

حالا دو خط داریم که کاملا مانند هم هستند . اگر هر دو بعد یک مربع را نصف کنیم چطور ؟ حالا چهار مربع هم اندازه داریم .

با نصف کردن هر سه بعد ، یک مکعب ، به هشت مکعب کوچکتر می رسیم و ...

نوشته شده توسط | موضوع: فراکتال | لينک ثابت
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله
تاريخ: 85/11/06 ساعت :6:25 بعد از ظهر
بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم

 
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام

قبول  حق....!!!! اجرت با امام حسین

 

نوشته شده توسط | موضوع: حرفهای من و خدا | لينک ثابت |
رئاکتورهای گرمائی
تاريخ: 85/11/05 ساعت :7:8 قبل از ظهر

انواع رئاکتورهای گرمائی

در رئاکتورهای گرمائی علاوه بر کند کننده ، سوخت هسته ای ( ایزوتوپ قابل شکافت القائی ) ، مخزن بخار و لوله های منتقل کننده آن ، دیوارهای حفاظتی و تجهیزات کنترل و مشاهدۀ سامانه رئاکتور نیز وجود دارند .

البته بر اساس نوع رئاکتورها که از کانالهای سوخت فشرده شده ، مخزن بزرگ بخار یا خنک کننده گازی استفاده کنند ، آنها را به سه دسته تقسیم می کنیم :

الف - کانالهای با فشار در رئاکتورهای BAMK و CANDU استفاده می شوند و در این نوع می توان در حال کار کردن ، سوخت رسانی کرد .

ب - مخزن بخار پر فشار داغ ، رایج ترین نوع رئاکتور است که در اغلب نیروگاههای هسته ای و رئاکتورهای دریائی ( کشتی ، ناو هواپیما یا زیر دریائی ) از آن استفاده می کنند . این مخزن می تواند مانند یک لایه حفاظتی عمل کند .

ج - خنک سازی گازی : در این رئاکتورها به جای آب از سیال گازی شکلی ، برای خنک نمودن رئاکتور استفاده می کنند . این گاز در چرخۀ گرمائی با منبع حرارتی رئاکتور قرار

می گیرد و معمولا با هلیوم استفاده می شود ، هر چند که نیتروژن و دی اکسید کربن نیز کاربرد دارند .

برخی رئاکتورهای جدید ، به قدری گرما تولید می کنند که گاز خنک کننده مستقیما توربین گازی را می چرخاند ؛ در حالیکه در طراحی های قدیمی تر این گاز را به مبدل حرارتی فرستادند که در چرخه دیگری آب را به بخار تبدیل کند و بخار آب داغ ، توربین بخار را بگرداند .

رئاکتور آب با فشار ، PWR

رئاکتور PWR ، یکی از رایج ترین رئاکتورهای هسته ای است که از آب معمولی برای کند سازی نوترونها و خنک سازی استفاده می کنند . درPWR ، مدار خنک اولیه از آب با فشار استفاده می کنند .

نقطه جوش این آب معمولی بالاتر است . ازین در چرخه خنک ساز اولیه را به گونه ای طراحی می کنند که آب با وجود آنکه دمائی بسیار بالا دارد ، جوش نیاید و به بخار تبدیل نشود . این آب داغ تحت فشار در مبدل حرارتی ، گرما را به چرخه دوم منتقل می کند که نوعی چرخه بخار است و از آب معمولی استفاده می کند . در این چرخه ، آب ، جوش می آید و بخار آب داغ تشکیل می شود ؛ بخار داغ توربین را می چرخاند ، توربین هم ژنراتور را حرکت می دهد ؛ و در نهایت ، انرژی الکتریکی تولید می کند .

PWR به علت دارا بودن چرخه ثانویه با BWR تفاوت دارد . از گرمای تولیدی در PWR مانند سامانه گرم کننده در نواحی قطبی استفاده شده است .

رئاکتور آب جوشان ، BWR

در رئاکتور آب جوشان از آب سبک استفاده می شود ( آب سبک آبی است که در آن فقط هیدروژن معمولی وجود دارد ) BWR اختلاف زیادی با رئاکتور آب با فشار ندارد جز اینکه در BWR فقط چرخه خنک کننده هست و آب مستقیما در قلب رئاکتور جوش می آید . فشار آب در BWR از PWR کمتر است ؛ به طوری که در بیشترین مقدار به 75% برابر فشار جو می رسد ( 7/5 مگا پاسکال ) و بدین ترتیب ، آب در دمای 285 درجه سانتیگراد جوش می آید .

رئاکتور D2G

D2G مخفف عبارت

Destrojer-sized reactor =D : رئاکتور ناو جنگی

Second Generation=:نسل دوم

General Electronic Built=G : ساخت جنرال الکتریک

به این ترتیب D2G را می توان مخفف این عبارت دانست :

رئاکتور هسته ای برای تولید حداکثر 150 مگا وات انرژی الکتریکی و عمر مفید 15 سال مصرف معمولی طراحی شده است .

درین رئاکتور ، برای مخزن بخار دو رئاکتور وجود دارد و طوری طراحی شده است که بتوان هر دو اتاق توربین را با یک رئاکتور راه انداخت . اگر هر دو رئاکتور فعال باشند ؛ ناو به سرعت 32 گره می رسد ؛ اگر یک رئاکتور فعال باشد و توربین ها بهم متصل باشند سرعت ناو به 25 تا 27 گره خواهد رسد و اگر فقط یک رئاکتور فعال باشد ولی توربین ها جدا باشند ؛ سرعت ناو فقط به 15 گره خواهد رسید .

 

نوشته شده توسط | موضوع: انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم | لينک ثابت |
سلولهای بنیادی
تاريخ: 85/11/05 ساعت :7:5 قبل از ظهر

سلولهای بنیادی ، هر نوع سلولی را در بدن ایجاد می کنند . آنها با بعضی تغییرات فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلولهائی با عملکردهای اختصاصی مانند سلولهای عضلانی قلب یا سلولهای تولید کننده انسولین در پانکراس و ... تبدیل می شوند .

پس از تحقیق دربارۀ سلولهای بنیادی ، دو ویژگی مهم که آنها را از سلولهای دیگر متمایز می کند در شرح زیر می بینیم :

1- توان نوسازی : سلولهای نامتمایزی به صورت نامحدود تکثیر می شوند و نامتمایز باقی می مانند .

2- پرتوانی : آنها با بعضی تغییرات فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلولهائی با عملکردهای اختصاصی مانند سلولهای عضلانی قلب یا سلولهای تولید کنندۀ انسولین در پانکراس و ... تبدیل می شوند .

دانشمندان در ابتدا با دو نوع از سلولهای بنیادی که از حیوانات و انسانها به دست آمده بودند ، شاملسلولهای بنیادی جنینی و سلولهای بنیادی بالغین کار می کردند که این دو نوع سلول ، عملکردها و ویژگیهای گوناگونی دارند .

20 سال قبل ، دانشمندان توانستند سلولهای بنیادی را از جنین ابتدائی موش جدا کنند و پس از سالها مطالعه بر روی جزئیات بیولوژی آن ؛ در سال 1998 موفق شدند که رشد سلولهای بنیادی جنین را در آزمایشگاه بررسی کنند . این سلولها را "سلولهای بنیادی جنینی انسان " نامیدند .

همانطور که از نامش پیداست از جنین های چهار تا پنج روزه که از تخمهای آزمایشگاهی بارور می شوند ؛ به دست می آیند و در محیط کشتهای اختصاصی آزمایشگاه رشد می کنند .

سلولهای بنیادی بالغین ، سلولهای نامتمایزی هستند که در بین سلولهای متمایز بافت های بدن انسان هستند و توانائی نوسازی و تمایز به انواع سلولهای ادختصاصیاصلی را در بافت یا ارگان دارند . نقش های اولیه این سلولها ترمیم بافت ها در بدن موجود زنده است . دانشمندان ، این سلولها را بیشتر از آنچه که تصور می کردند یافتند .

دانشمندان پس از یافتن به فکر پیوند سلولی افتادند . اکنون بیش از 30 سال از استفاده سلولهای بنیادی بالغین خونساز که از مغز استخوان جدا می شوند می گذرد .

در سال 1960 محققان کشف نمودند که در مغز استخوان حداقل دو نوع سلول بنیادی است که شامل سلولهای بنیادی خونساز ، که انواع سلولهای خونی را در بدن می سازند و سلولهای "استرومال " که بافتهای غضروف ، استخوان ، چربی ، بافتهای همبندی فیبروز را در بدن می سازند است .

در سال 1960 دانشمندانی که روی موش ها مطالعه می کردند دو قسمت از مغز موش که تقسیم شونده و تبدیل کننده به سلولهای عصبی بودند را کشف نمودند .

برخلاف این گزارش ها ، بیشتر دانشمندان معتقدند که سلولهای عصبی جدید در مغز بالغین تولید نمی شود ، تا اینکه در سال 1990 دانشمندان موفق شدند که مغز بالغین از سه نوع اصلی سلولهای مغزی که شامل "آستروسیت ها " و " الیگودندرو سیت ها " (سلولهای غیر عصبی ) و "نودونها " (سلولهای عصبی ) هستند . سلولهای بنیادی بالغین در بافتهای زیادی از بدن جدا شده اند ، اما نکته مهم این است که تعداد بسیارمحدودی از این سلولها در هر بافت وجود دارد که در منطقۀ خاصی از آن بافت برای سالها می مانند تا اینکه با ظهور بیماری با آسیب بافتی ، فعال می شوند .

بافت هائی که سلولهای بنیادی بالغین در آنهاست عبارتند از : مغز استخوان ، خون محیطی ، مغز ، عروق خونی ، پالپ دندان ، عضله اسکلتی ، پوست ، پانکراس ، قرنیه ، شبکیه ، کبد و سیستم گوارش .

دانشمندان تلاش می کنند که در آزمایشگاه ها سلولهی بنیادی بالغین را در کشت سلول به انواع سلولهای اختصاصی تبدیل کنند و از آنها برای درمان بیماریها و صدمات بافتی استفاده کنند .

پتانسیل های درمانی این سلولها عبارتند از : جایگزینی سلولهای تولید کننده دوپامین در مغز برای بیماری پارکینسون ، تولید سلولهای انسولین ساز برای نوعی دیابت ( وابسته به انسولین ) و تغییر سلولهای عضلانی تخریب شده .

سلولهای بنیادی بند ناف از سلولهای پر توان دیگر هستند که همچون سلولهای بنیادی بالغین قادرند تا انواعی از سلول ها را در محیط آزمایشگاه تولید کنند . در بند ناف دو دسته سلول های بنیادی است که سلولهای خونی و سلولهای استخوانی و چربی می سازند و همچنین جایگزینی ب