تبليغاتX
وعــــده ما لب دريـــا

تاريخ: 86/07/30 ساعت :7:23 بعد از ظهر

اميد را انتخاب كن !

روزهائي هست كه زندگي طاقت فرسا و سخت مي شود . روزهائي هست كه احساس مي كني ديگر توان پيشروي نداري و بايد تسليمشوي . درين روزهاي سخت فقط يك چيز مي تواند تو را به آينده اي روشن برساند و آن چيزي نيست جز ذخيره اميدي كه براي خود نگه داشته اي !

آيا مي داني انسانها چه وقت تسليم شرايط مي شوند و خود را مي بازند ؟

جواب بسيار ساده است !وقتي ذخيره اميدشان به پايان برسد و ديگر نتوانند در تاريكي زندگي خود روزنه اي روشن را پيدا كنند .هر چه خزانه اميد شما به زندگي پرتر و غني تر باشد ، موفقيت شما براي غلبه بر مشكلات زندگي حتمي تر است .

زندگي فراز و نشيب هاي فراواني دارد و هر انساني فراخور سرنوشتي كه دارد بايد با مشكلات و سختي هاي بسياري دست و پنجه نرم كند . ميزان مقاومت و ايستادگي هر انساني بستگي مستقيم به به ميزان اميدي دارد كه برايش باقي مانده است . به همين خاطر انسان بايد به طور دائم و لحظه به لحظه به ذخيره اميد خودش سركشي كند و هر وقت فرصتي به دست آورد مخزن اميد خود را پركند .

اما سوال اينست كه چگونه مي توان ذخيره اميد را زياد كرد ؟

ما انسان ها همگي حق انتخاب داريم . در هر لحظه زندگي مي توانيم نااميدي و بي تفاوتي و افسردگي را برگزينيم يا اينكه اميد را انتخاب كنيم .انتخاب اميد راه حل آسان و ساده براي حل مشكلات جدي زندگي ست . ما با انتخابهاي خود و تصميماتي كه هر روز مي گيريم شكل جهان را عوض مي كنيم و در مسير ساختن جهاني بهتر ، اولين گام ، اميد داشتن است . هر چند اميد داشتن گام اول است اما هرگز نبايد فراموش كرد كه يك قدم اساسي و بحراني است . قدمي كه به ما انرژي لازم براي پيشروي و حركت به جلو را مي دهد و ما را به راه مي اندازد .

پس بيائيد از امروز تا آخرين لحظه عمرمان به صورت پايدار و مستمر در هر لحظه از زندگي خودمان در هر شرايطي كه هستيم همواره اميد را انتخاب كنيم .

اگر دانش آموز معمولي در مدرسه اي عادي هستي اميدوار باش كه تا بالاترين درجات علمي صعود كني و كاربردي ترين و مفيدترين دانش ها را فرا بگيري .

اگر زني خانه دار هستي در سخت ترين شرايط زندگي از بين ميليون ها ياس و افسردگي ، اميد به آينده اي روشن را برگزين و به طور مستمر در گوش اهل خانه ، آينده اي روشن و باشكوه را نويد ببخش . مهم نيست كه بقيه بر اساس شرايط فعلي به تو چه مي گويند . مهم اينست كه تو تسليم نشوي و در سخت ترين شرايط اميدوارانه ترين مسير را انتخاب كني .

اگر عزيزي گرانقدر را به هر هر دليلي از دست داده اي و بعد از او ديگر شوق و نشاطي براي ادامه زندگي در خود نمي بيني ، باز نبايد تسليم شرايط شوي و بي تفاوتي و بي حركتي را پيشه كني ! بلكه بايد به جستجوي دليلي اميد بخش براي ادامه زندگي برخيزي و با انتخاب مسيري اميد آفرين زندگي جديد و روشني را براي خود رقم بزني .

برنامه هاي ويدئوئي شاد را نگاه كن ، با جوانان وبا انسانهاي پرشور و نشاط نشست و برخاست كن . داستانها و مطالب شوق آفرين را بخوان . دوستان پراميد را برگزين . در مجامعي حاضر شو كه از روشنائي و اميد در آنها سخن رانده مي شود و به محض اينكه ديدي شرايط سخت زندگي تو را در گوشه اي به دام اند اخته و تحت فشار قرار داده است ، بلافاصله شرايط را به نفع خود تغيير ده و مسيري اميد بخش و شوق آفرين را براي خود برگزين . خواهي ديد مادامي كه ذخيره اميد خود را با انتخاب لحظه به لحظه اتفاقات اميد بخش در زندگي خودت پر مي كني ، ياس و افسردگي هرگز جرات نزديك شدن به تو را ندارد .

،

نوشته شده توسط | موضوع: رازهای خوشبختی | لينک ثابت |
فرصتي دوباره واسه آدم شدن
تاريخ: 86/07/07 ساعت :2:47 قبل از ظهر

خدايا ! اين من نيستم . اين بار من من نيست . از خواب بغض تا سپيده زن گريه ، تمام خيس شده ام و پاك نشده ام .

از ابتداي هوش اينهمه گناه تا انتهاي جهل اينهمه عذاب تنها بوده ام و خالي نشده ام ... اين من نيستم و هيچ .

گناه ماندن بر گونه هاي ذهنم ، شلّاق خورده است و مرا جز اين دست ، سزائي نبوده است .

من ، خالي از خويش ، بار هميشه ها را چون استر هميشه وفادار ، بر دوش تاسّف خويش ، برده ام و از من ، جز سايه خاكستري ترديد ، بر ديوار مسكوت ثانيه ها نمانده است .

خدايا! شاخه خشكي از اميّد را به چنگالهاي عادتم سپرده بودم ؛ شكست ... و آفتابي سوزاني از شرق يأس ، پوست ذهنم را سخت سوزاند و من گر گرفته را اينهمه اشك ، جز هيمه اي براي سوزاندن نبود .

به عروج تمام نگاههاي مومن ، سوگند برده ام كه صداي اين نگاه بي بال و پر را به انتهاي شنيداريت بدرقه كنم تا بوسه هاي مكرر دعا بر تقديس اشك ، تصوير شود و من دخيل شوم .

خدايا ! اين من از من تهي ست . و سنگيني اينهمه پوكي را بر شانه هاي ترد تجربه اش نمي تواند تاب بياورد و در خود مي شكند .

تمام اينهمه عذاب را در بي يقيني ايمانم چگونه نقش كنم وقتي كفشهايم از عادت زمين ، تورم پاهاي اختيار را باور نكرده است .

من رفته ام و هيچ نرفته ام . گفته ام و هيچ نگفته ام . تمام شده ام و هيچ نشده ام . هواي سردو منجمد، ريه هاي حساس ذهن مرا آزرده است و مرا از تنفس تازگي يك عقيده ناكام گذاشته اند و من ، همانطور از فلسفه هاي تاريخ مصرف گذشته التقاطي به قرن آدميتم خورانده اند و مسموم بي اعتمادي خويش ، تمام آنچه ذهنم انباشته است ، قي كرده ام هيچ ندارم و توان دوباره خوردن در من نيست .

كاش از ابتداي فاجعه انسان و اينهمه قرن ، سكوت كر كننده اش را بر كتيبه هاي فلاكتش شنيده بودي تا اعتقاد فسيلي و كهنه اش ، امروز ، وسعت نجابت انديشه هامان را به زير سوال خفقانش نبرد و ما را از درك تمام نقصمان ، عاجز نكند .

خدايا ! اين من ، اين ميليارد من ، بي من ، از خويش طرد شده و سرد ، حماسه هاي غرورشان را ورق مي زنند و در پاورقي اينهمه سياه مشق ، گناه مسلمشان را توجيه مي كنند .

من ازينهمه توجيه گريختم و خودم را در سر مقاله اينهمه تكريم ، اعترافي كنم كه گناه من از لغزش آدم، بزرگتر بود ...

يك مسخ به تكرار ، لحظه ها و هميشه هايش را آرام آرام ، به لذت يك خواب بي درد ، سر بريده است و هر قرن ، به گناه آن تنبيه مي شوند اما ، سايه عادت باز هم جنايت او را توجيه مي كند و او از خود تهي است .

خدايا ! اين معتاد به بودن ، زخم هميشه هايش را به آب تكرار شسته است و هنوز ، دملهاي چركي و زخمهايش و فرياد مي كشند و سر باز مي كند مرا به آب لحظه ها خيس و تازه كن كه خود را جستجو كنم و ورق پاره هاي فلسفه ام دوباره تصحيف شوند و من شروع شوم .

شسته از غبار قرنهاي بدون من و عاري از تمام كليشه هاي ماندن ... و دوباره رفتن راههاي رفته و دوباره صعود قله هاي مفتوح را به كفشهاي اين غريبه با من بچشانم و خودم شوم

.

نوشته شده توسط یاسمــــن | موضوع: حرفهای من و خدا | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo