خــــــــــــدای مهربون مـن
الهی
من کمترینم و تو بسیار .
من هیچم و تو بیشمار.
من لرزانم و تو استوار.
من انسان و تو کردگار.
پس به حق حقیقت - به وجد وجود - به عمق عشق - به صاف صداقت - به شهد شهامت - به شور شیدائی - به زیب زیبائی - به جان جمالت - به کنه کمالت - به اسم عزیزت - به پر پرهیزت - به در دریایت - یه سحر صحرایت -
به خوشی خواب - به ابی اب - به غربت غروب - به جذبه مجذوب - به خورشید خرسندیت - و به خداوندی خداوندیت :
(چنان ارزویم بر اورده باشد که سعادت ارزویم نباشد .)
" امین "
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۸/۱۷ ساعت ۱:۱۴ ب.ظ توسط یاسمــــن
|
خـدا