مرثيه رفتن تو
تا انتهای بالهای شاپرک بود
وسعت نگاه تو
تا آنسوی پرچین قلبی پرترک بود
ترا دوست داشتم روزی
از لابلای سیمهای گیتارت
نگاه تو نیز مثل شعرهایت تک بود
با نگاهت صدا می کردی قلب خسته ام را
خودم ا می دیدم در آسمان چشمانت
دستانم پر از بادبادک بود
تز آمدی و پروازم را دیدی
اوج گرفتم و تو باز هم دیدی
پیغام رفتنت را اما ... از جاده شنیدم . بعد از رفتنت
پر از قاصدک بود ...!
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۱۲/۰۸ ساعت ۷:۲۲ ب.ظ توسط یاسمــــن
خـدا