گاهی حرف دیگران میشه حرف ناگفته دلت

این متنو یه جائی خوندم

اما یه جورائی بهم چسبید

نمی دونم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمی دانم چند نفس مانده تا به پرواز برسم٬

چند قدم مانده تا هم نورد افق های دور شوم

یا چند کلمه تا در رگ یک حرفش خیمه بزنم.

فقط می دانم هر کجای این عالم خاکی باشم یک بغل رویا سهم ام از تماشا ست.

 همیشه باور داشتم برای بدست آوردن نداشتن هایم باید از داشتن هایم بگذرم

 ولی گاهی باور از تجربه جا می ماند و شاید تجربه از باور .

همه داشتن هایم را برای بی ارزش ترین نداشته ام باختم ٬

و امروز در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل و گذشتن

از پستی بلندیهای گذشته تمام دودلی هایم را پیشکش آینده ای میکنم

که آرزومندم مخملی باشد و رنگی...

 خدایا این بار چشمانم را از دنیای پرتغالی دریغ نکن

 و به من توان بده تا به حرمت غرور از دست رفته ام

 از تمام گذشته ام بی اعتنا تر از همیشه بگذرم

 و این باراسیر تفسیر هیچ دنیائی نشوم