یا رب العالمین
امشب شب قدر دانستن خوبیهای خارج از وصف توست امشب می تواند شب وصال باشد می تواند شب دگرگونی باشد.
امشب دوباره کوله بار تنهائیها و بی کسی هایم را نزد تو می اورم.
نزد تو که سالهاست تنهائی های مرا با یاد سبز مهربانت سرشار کرده ای بارها شکستن بغضهایم را دیده ای .
وقتی که پشت پر چین غصه هایم زانو می زنم - اهنگ ضعیف صدایم را
شنیده ای - وقتی تمام حجم کلماتم را اهنگ سکوت پر می کند ...
باز می خواهم کنار سجاده نیازم زانو بزنم وقتی که انرا به پهنای اشک و استغاثه گشودم.
امشب دوباره دلم هوای تو را کرده باید بیایم - اهنگ محزون" انا عبدک الضعیف " از تمام واژه هایم می تراود.
بار الها :باز من در هجوم رنگ و ریای زندگی گم شده ام - اعتراف می کنم که توبه شکستم .
مدتها بود اسیر رنگ و ریا و حیله نشده بودم - اما شیطان ملعون بار
دیگر ثابت کرد که حضور نحسش پایانی نداردو و بنده هائی مثل من که بی
نهایت به ایمانشان دلخوشند را باز هم میتواند با اندک نوا و عشوه ای از ره به در کند.
بار الها : باز به تو پناه می برم - امده ام در قشنگترین و با عظمترین
شب عالم کون و مکان - شبی که فرشیان افتخار همنشینی با عرشیان را دارند
امده ام یکبار دیگر کشکول نیازم را
به درگاه تو اورم
امده ام ندای " اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم - اللهم اغفرلی اذنوب التی تغیر النقم -
اللهم اغفر الذنوب التی تغیر النعم - اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا - اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلا "
را سر دهم به تو پناه می برم چرا که " ولا یمکن الفرار من حکومتک " همه جا فرمانروائی میکند.
امشب میخواهم از ولی نعمت شهرم اقا علی ابن موسی الرضا استعانت بجویم و با نوای مولای یا مولای جدش علی مظلوم همنوا شوم .
و تو را بخوانم به رنگ هر چه پاکیست . پروردگارا " نگاهت مهربان و
دستانت پر مهر و شفا بخش و رحمتت بی انتهاست .
بیچاره بنده ای که از ان دریای بی پایان لبی تر نکند .
از انهمه سرمایه وامی نستاند . - و از انهمه خرمن خوشه ای بر ندارد .
مهربان من مرا از ان بیچاره ها قرار نده .
خدایا به رحمت تو دل بسته ام و به رافتت که سالهاست در دلم طعم شیرینش
حکمفرمائی می کند .
خدای من انچه دانستنش بر من لازم است را علم عطایم فرما و احترام به
انچه مورد رضای توست و بیزاری از انچه مورد خشم توست .
خدایا وجود مرا ابی برای تشنگان و دستانم را نوازشگری برای نوازش
یتیمان و کلامم ارامش بخش دلهای
اطرافیافم قرار ده .
معبودم وجودم چون خورشیدی باشد روشنائی ده و گرما بخش - چشمانم را چون
دریا زلال و پاک به روی پاکیها و
صداقتها بگشای .
و سایه ام چون درختی تنومند مامن خسته های تو باشد .
ای مهربانترین مهربانان:
مگذار لبانی که حجر الوسودت را بوسیده شرمنده شود - مگذار چشمانی که
نورانی شده به نور کعبه ات در گذر زمان و بر اثر خواب غفلت من به
روی نا محرمان باز شود - مگذار زبانی که بارها و بارها یاسینت را بر
فراز کوه صفا نیمه زمزمه کرده و نیمه به گرو گذاشته به گناه
بیامیزم .
تو را به حق حقیقت دستم را بگیر - و ارامشی که سالها در قلب و جانم به
من ارزانی داشته بودی را باز هم به من عطا فرما که دیگر در به در در
این جنگل بی رحم اهن و دود به دنبال ارامش مجازی خودم را از خودت دور
نکنم .
یا ارحم الراحمین
یا ستار العیوب
خـدا