کهنه ایست زخم قبیله ی زمین ؛ به کدامین قبیله می مانم ؟

در کربلا مانده ست برگ هویتم ،...

وقتی که باد بر یال خونی خاک وزید و رفت ؛ بر لبهای مضطرب خاتون ، به گل نشست پیام برادر و خیره ماند خاک بر آواز کاخ ها ،تکیه زد آسمان بر درنگ ثانیه ها .

از کدامین قبیله می آیم ؟

غریبانه شامی ست .

قدم شقاوت بر گیسوان سوگوارم لاله آویختند تا همیشۀ تاریخ